هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد فراق و دوری از معشوق مینالد و غم هجران را توصیف میکند. او از بیوفایی دنیا و رنجهای عشق سخن میگوید و تأکید میکند که تنها همرنگان خود را میپذیرد. همچنین، شاعر به رقیبان اشاره میکند و بیان میکند که حتی در بهشت نیز نگهبانانی وجود دارند. در پایان، او از بیاعتباری مدعیان و دروغگویی آنان میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است و درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند انتقاد از رقیبان و مدعیان ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۱۱۲ - کنار من ز سرشک دو دیده غرقاب است
کنار من ز سرشک دو دیده غرقاب است
که از دو دیده سرشکم روان چو سیماب است ۱
وداع کردم و پوشیده نیست بر عشّاق
که رستخیز قیامت وداع احباب است ۲
انیس شیفته هم صحبت است در غم دوست
مرا بتر که عذاب از وجود اصحاب است ۳
مگر مصاحب هم رنگ خویشتن باشم
چراغ خلوت من شمع دان مهتاب است ۴
نمی خورم می و وقتی علی الضروره اگر
خورم کدام می آخر چه می که خوناب است ۵
شب دراز و دماغ از خیال در تشویش
به خواب نیز نمیبینمش که را خواب است ۶
رقیب معتکف حضرت است گو می باش
که مار بر در فردوس نیز بواب است ۷
مجال نیست توقف مرا به فرصت و او
ز تاب مهر من از من همیشه در تاب است ۸
نماز من نبود جز به روی دوست روا
نه قبله راست از آن سو بود که محراب است ۹
مقلدان همه در اعتراض و غافل از آن
که من کجا ام و در حلق من چه قلاب است ۱۰
نزاریا طمع از یار معتقد بگسل
شنیده ای که وفا در زمانه نایاب است ۱۱
بساز با خود و گر مدعی زند دم صدق
غلط مشو که چو صبح نخست کذاب است ۱۲
که از دو دیده سرشکم روان چو سیماب است ۱
وداع کردم و پوشیده نیست بر عشّاق
که رستخیز قیامت وداع احباب است ۲
انیس شیفته هم صحبت است در غم دوست
مرا بتر که عذاب از وجود اصحاب است ۳
مگر مصاحب هم رنگ خویشتن باشم
چراغ خلوت من شمع دان مهتاب است ۴
نمی خورم می و وقتی علی الضروره اگر
خورم کدام می آخر چه می که خوناب است ۵
شب دراز و دماغ از خیال در تشویش
به خواب نیز نمیبینمش که را خواب است ۶
رقیب معتکف حضرت است گو می باش
که مار بر در فردوس نیز بواب است ۷
مجال نیست توقف مرا به فرصت و او
ز تاب مهر من از من همیشه در تاب است ۸
نماز من نبود جز به روی دوست روا
نه قبله راست از آن سو بود که محراب است ۹
مقلدان همه در اعتراض و غافل از آن
که من کجا ام و در حلق من چه قلاب است ۱۰
نزاریا طمع از یار معتقد بگسل
شنیده ای که وفا در زمانه نایاب است ۱۱
بساز با خود و گر مدعی زند دم صدق
غلط مشو که چو صبح نخست کذاب است ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۱ - دلم چو زلف پریشان دوست پر تاب است
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳ - مثل تو را دوست داشتن نه صواب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.