هوش مصنوعی:
پیرمردی مست و نعرهزن با کوزهای از درد به بازار میآید و به همراه مریدانش به خرابات میرود. او در مجلس با حریفان مینشیند، شراب مینوشد و از بتپرستی و ریا دوری میجوید. او مریدان را از توبه بازمیدارد و آنها را به بیعت با خود فرا میخواند. در نهایت، نزاری به دعوت او پاسخ میدهد و به سنت او میپیوندد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب و خرابات دارد که نیاز به درک مناسب از مفاهیم نمادین در ادبیات عرفانی دارد.
شماره ۲۰۹ - پیر ما نعره زنان کوزه ی دردی در دست
پیر ما نعره زنان کوزه ی دردی در دست
روز آدینه به بازار درآمد سرمست ۱
با مریدان به سر کوی خرابات کشید
با حریفان خرابات به مجلس بنشست ۲
قدحی پر بستد تا سرو بر دست گرفت
گفت چه فاسق و چه زاهد و چه نیست و چه هست ۳
صبغه الله به کار آید نی ارزق زرق
رنج بی هوده بود رنگ بر او نتوان بست ۴
بانگ برداشت که تا چند ز کوته نظری
هان وهان عهد و وفا تازه کنید از سر دست ۵
بت بود بت زر و سیم و رز و باغ و زن و زه
بت پرستی نکند هر که بود دوست پرست ۶
دست بگشاد و حریفان همه را جامه بکند
باده در داد و مریدان همه را توبه شکست ۷
هر که پیش آمد و تسلیم شد و بیعت کرد
از بروت خود و از ریش همه خلق برست ۸
کرد از قاعده و عادت و رسم استغفار
برد یاران همه را بر سر پیمان الست ۹
دعوت پیر چو بشنید نزاری و بدید
خود همین سنت و دین داشت نزاری پیوست ۱۰
روز آدینه به بازار درآمد سرمست ۱
با مریدان به سر کوی خرابات کشید
با حریفان خرابات به مجلس بنشست ۲
قدحی پر بستد تا سرو بر دست گرفت
گفت چه فاسق و چه زاهد و چه نیست و چه هست ۳
صبغه الله به کار آید نی ارزق زرق
رنج بی هوده بود رنگ بر او نتوان بست ۴
بانگ برداشت که تا چند ز کوته نظری
هان وهان عهد و وفا تازه کنید از سر دست ۵
بت بود بت زر و سیم و رز و باغ و زن و زه
بت پرستی نکند هر که بود دوست پرست ۶
دست بگشاد و حریفان همه را جامه بکند
باده در داد و مریدان همه را توبه شکست ۷
هر که پیش آمد و تسلیم شد و بیعت کرد
از بروت خود و از ریش همه خلق برست ۸
کرد از قاعده و عادت و رسم استغفار
برد یاران همه را بر سر پیمان الست ۹
دعوت پیر چو بشنید نزاری و بدید
خود همین سنت و دین داشت نزاری پیوست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۸ - دستم نمی دهد که بدارم ز یار دست
گوهر بعدی:شماره ۲۱۰ - وقت گل جام مروق نتوان داد از دست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.