هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و عجز در برابر معشوق است. شاعر از ناتوانی خود در فراموشی معشوق، وفاداری بیقید و شرط به او، و احساس ضعف در برابر جلال و شکوه معشوق سخن میگوید. همچنین، او از تلاش بیثمر برای رهایی از این عشق و احساس وابستگی شدید به معشوق مینویسد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی موجود در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارد.
شماره ۳۵۴ - ما دگر بوی کسی برنتوانیم گرفت
ما دگر بوی کسی برنتوانیم گرفت
هر زمان شیوه ی دیگر نتوانیم گرفت ۱
در وفای تو اگر سر برود از سر دست
شرط عهدی دگر از سرنتوانیم گرفت ۲
گر ز هر گوشه هلیلی به درآید ماییم
که چو از هر کم مزهر نتوانیم گرفت ۳
آفتابی تو و ما سایه از آن در عقبیم
که قدم از قدمت برنتوانیم گرفت ۴
ما ضعیفیم و سبک دل تو گرانی مشمر
گر میانت چو کمر در نتوانیم گرفت ۵
یار چون لشکری افتاد مسافر گشتیم
ترک دنباله ی لشکر نتوانیم گرفت ۶
روی در روی خیال تو کنم اولاتر
که ازین روی نکوتر نتوانیم گرفت ۷
رنگ رخ ساره چنین زرد از آن می داریم
که بر سیم تو بی زر نتوانیم گرفت ۸
به گریبان هوای دل خود در زده چنگ
دامن دوست عجب گر نتوانیم گرفت ۹
تکیه بر صبر نزاری نتوان کرد ای دل
نه که آرام بر آذر نتوانیم گرفت ۱۰
هر زمان شیوه ی دیگر نتوانیم گرفت ۱
در وفای تو اگر سر برود از سر دست
شرط عهدی دگر از سرنتوانیم گرفت ۲
گر ز هر گوشه هلیلی به درآید ماییم
که چو از هر کم مزهر نتوانیم گرفت ۳
آفتابی تو و ما سایه از آن در عقبیم
که قدم از قدمت برنتوانیم گرفت ۴
ما ضعیفیم و سبک دل تو گرانی مشمر
گر میانت چو کمر در نتوانیم گرفت ۵
یار چون لشکری افتاد مسافر گشتیم
ترک دنباله ی لشکر نتوانیم گرفت ۶
روی در روی خیال تو کنم اولاتر
که ازین روی نکوتر نتوانیم گرفت ۷
رنگ رخ ساره چنین زرد از آن می داریم
که بر سیم تو بی زر نتوانیم گرفت ۸
به گریبان هوای دل خود در زده چنگ
دامن دوست عجب گر نتوانیم گرفت ۹
تکیه بر صبر نزاری نتوان کرد ای دل
نه که آرام بر آذر نتوانیم گرفت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۳ - خیال دوست ز من خورد و خواب بازگرفت
گوهر بعدی:شماره ۳۵۵ - به هیچ انجمن داستانی نرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.