هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر به ستایش معشوق خود میپردازد و از زیباییها و ویژگیهای منحصربهفرد او سخن میگوید. همچنین، از درد فراق و هجران شکایت کرده و اظهار میکند که حاضر است هر رنجی را برای عشقش تحمل کند. در پایان، از معشوق میخواهد که به نالههایش گوش دهد و به فریادش برسد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۳۹۴ - کجا رفتی بیا ای سرو آزاد
کجا رفتی بیا ای سرو آزاد
که رحمت بر چنان بالا و بر باد ۱
به طلعت از تو غیرت برده خورشید
به قامت از تو حسرت خورده شمشاد ۲
نه آزر چون رخت نقشی دگر کرد
نه مادر چون تو فرزندی دگر زاد ۳
شبی بر ناله ی زارم ببخشای
به فریادم رس آخر چند فریاد ۴
اگر چشمت سر ابرو ترش کرد
ز جان شیرین تری کت جان بماناد ۵
از آن پایم گل آلودست در هجر
که سنگی بر گذر دارم چو فرهاد ۶
اگر خونم بریزی سر نپیچم
ز خونی عشق بر نگرفت و ننهاد ۷
گرفتم شاهدی خونی بریزد
توان گفتن که داد از دست بی داد ۸
نزاری گر به زاری خاک گردد
ز کویت بر نه انگیزاندش یاد ۹
که رحمت بر چنان بالا و بر باد ۱
به طلعت از تو غیرت برده خورشید
به قامت از تو حسرت خورده شمشاد ۲
نه آزر چون رخت نقشی دگر کرد
نه مادر چون تو فرزندی دگر زاد ۳
شبی بر ناله ی زارم ببخشای
به فریادم رس آخر چند فریاد ۴
اگر چشمت سر ابرو ترش کرد
ز جان شیرین تری کت جان بماناد ۵
از آن پایم گل آلودست در هجر
که سنگی بر گذر دارم چو فرهاد ۶
اگر خونم بریزی سر نپیچم
ز خونی عشق بر نگرفت و ننهاد ۷
گرفتم شاهدی خونی بریزد
توان گفتن که داد از دست بی داد ۸
نزاری گر به زاری خاک گردد
ز کویت بر نه انگیزاندش یاد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۳ - مصحف به فال باز گرفتم ز بامداد
گوهر بعدی:شماره ۳۹۵ - خدای با تو کسی را دل آشنا مکناد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.