هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به موضوعاتی مانند عشق، رنجهای آن، گذر عمر و پندهای اخلاقی میپردازد. شاعر از درد عشق، بیوفایی معشوق و گذر سریع زمان سخن میگوید و در پایان به اهمیت پیمان و عهد اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۴۳۵ - حلقم بگیرد آن دم اگر شاد بگذرد
حلقم بگیرد آن دم اگر شاد بگذرد
کاندیشه خیال تو از یاد بگذرد ۱
گفتم بنالم از تو چنانم که در نفس
چندان مجال نیست که فریاد بگذرد ۲
گفتم به پیش تیر غمت دل سپر کنم
پیکان غمزه تو ز پولاد بگذرد ۳
بر هر که بگذری ببری جانش ای عجب
سروی و سرو همچو تو آزاد بگذرد ۴
شیرین به ناز خفته و در شرط عشق نیست
گر خواب بر دو دیده فرهاد بگذرد ۵
پند پدر نمی شودم استماع وگر
حرفی غلط به سمع درافتاد بگذرد ۶
سی نارسیده عمر چرا توبه می کنم
ور نیز هفت بار ز هفتاد بگذرد ۷
استاد ماست واعظ عشق و ستوده نیست
شاگرد کز نصیحت استاد بگذرد ۸
غافل مشو ز کعبه پیمان ما که عمر
تا بنگری چو غافله باد بگذرد ۹
در نزع رحلت است نزاری دمی بیا
تا چون نفس به قطع رسد شاد بگذرد ۱۰
کاندیشه خیال تو از یاد بگذرد ۱
گفتم بنالم از تو چنانم که در نفس
چندان مجال نیست که فریاد بگذرد ۲
گفتم به پیش تیر غمت دل سپر کنم
پیکان غمزه تو ز پولاد بگذرد ۳
بر هر که بگذری ببری جانش ای عجب
سروی و سرو همچو تو آزاد بگذرد ۴
شیرین به ناز خفته و در شرط عشق نیست
گر خواب بر دو دیده فرهاد بگذرد ۵
پند پدر نمی شودم استماع وگر
حرفی غلط به سمع درافتاد بگذرد ۶
سی نارسیده عمر چرا توبه می کنم
ور نیز هفت بار ز هفتاد بگذرد ۷
استاد ماست واعظ عشق و ستوده نیست
شاگرد کز نصیحت استاد بگذرد ۸
غافل مشو ز کعبه پیمان ما که عمر
تا بنگری چو غافله باد بگذرد ۹
در نزع رحلت است نزاری دمی بیا
تا چون نفس به قطع رسد شاد بگذرد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۴ - بر یاد دوستان نفسی می زنم به درد
گوهر بعدی:شماره ۴۳۶ - آخرت وقتی به عمری یاد ما بایست کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.