هوش مصنوعی:
این متن عرفانی به بیان رابطهٔ عمیق عاشق و معشوق (عارف و خدا) میپردازد. شاعر از فنا در معشوق، نیاز به دگرگونی برای درک حقیقت، وحدت وجود، و اهمیت رازداری در عشق الهی سخن میگوید. همچنین به مفاهیمی مانند ترک نفس، میخانۀ عرفان، و ضرورت هدایت برای رسیدن به مقصود اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات صوفیانه نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده (مانند 'خرابات' و 'مردان') ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۵۰۰ - مرا در سینه گر رازی بود هم رازم او باشد
مرا در سینه گر رازی بود هم رازم او باشد
چو با او باشد اسرارم سر و کارم نکو باشد ۱
ترا چشمی دگر باید گر آن بینی که او بیند
ترا جانی دگر باید که آن باشی که او باشد ۲
انا الحق گوی چون حلّاج ترکِ خویش بینی کن
برون زو هر چه خواهی دید اَز او آرزو باشد ۳
خرابات است و مردان اند و خمّارند و خنبِ می
مناجات است و تسبیحم صراحی و سبو باشد ۴
شش ابریشم مرا و چاریک دارد همه عالم
ممالک شش جهت دارد طبایع چارسو باشد ۵
مرا جانی ست وآن بی من فدای دوست خواهد شد
و گر تقصیر خواهد کرد در عینِ علو باشد ۶
ترا با این همه انکار و استکبار کاری نه
چو غیری در نمی گنجد هوایِ دوست هو باشد ۷
گرو بپذیردم شاید وگرنه هیچ نگشاید
برایِ خود نزاری را به رویِ او چه رو باشد ۸
چو توقیفش شود همره به مقصد ره توان بردن
وگرنه سالکان را کی مجالِ جست و جو باشد ۹
سخن باید که جان گوید که تا در جان فرود آید
نه هم چون بلبلِ شوریده سر بی هوده گو باشد ۱۰
چو با او باشد اسرارم سر و کارم نکو باشد ۱
ترا چشمی دگر باید گر آن بینی که او بیند
ترا جانی دگر باید که آن باشی که او باشد ۲
انا الحق گوی چون حلّاج ترکِ خویش بینی کن
برون زو هر چه خواهی دید اَز او آرزو باشد ۳
خرابات است و مردان اند و خمّارند و خنبِ می
مناجات است و تسبیحم صراحی و سبو باشد ۴
شش ابریشم مرا و چاریک دارد همه عالم
ممالک شش جهت دارد طبایع چارسو باشد ۵
مرا جانی ست وآن بی من فدای دوست خواهد شد
و گر تقصیر خواهد کرد در عینِ علو باشد ۶
ترا با این همه انکار و استکبار کاری نه
چو غیری در نمی گنجد هوایِ دوست هو باشد ۷
گرو بپذیردم شاید وگرنه هیچ نگشاید
برایِ خود نزاری را به رویِ او چه رو باشد ۸
چو توقیفش شود همره به مقصد ره توان بردن
وگرنه سالکان را کی مجالِ جست و جو باشد ۹
سخن باید که جان گوید که تا در جان فرود آید
نه هم چون بلبلِ شوریده سر بی هوده گو باشد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۹ - فراقِ یارِ سفر کرده گر چنین باشد
گوهر بعدی:شماره ۵۰۱ - که را طاقت امتحان تو باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.