هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیبایی احساسات عمیق عشق و دیوانگی ناشی از آن را توصیف می‌کند. شاعر از معشوقی سخن می‌گوید که حضور او جهان را دگرگون می‌کند و عاشق را به وجد می‌آورد. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیمی مانند فراموشی، دیوانگی، و زیبایی معشوق دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات شعر نیازمند سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی است.

شماره ۷۱۷ - تا صبح قیامت نشود ذوق فراموش

تا صبح قیامت نشود ذوق فراموش
آن را که کند با تو شبی دست در آغوش ۱

نقاش اگر این روی ببیند متحیر
چون صورت دیوار بماند ز تو خاموش ۲

برمردم دیوانه چه انکار که عاقل
تا در دهنت می نگرد می رود از هوش ۳

سیم است نمی دانم اگر عاج کدام است
کان را بر و گردن نتوان گفت و بنا گوش ۴

آخر چه بلایی و چه آشوب و چه آفت
شهری ز تو پر فتنه و شهری ز تو بر جوش ۵

جور و ستم و حیفِ رقیب اینهمه سهل است
از یاد تو باید که نباشیم فراموش ۶

یاران خبرم نیست ملامت مکنیدم
افتاده چو بینید چه پرسید ز مدهوش ۷

با کس نتوان گفت که کشته است که قاتل
مجروح بکرده ست و دهن بسته که مخروش ۸

گویند که ایام گل و موسم نوروز
در خانه و بال است به بستان رو و می نوش ۹

خاطر به گلستان نکند میل که در شهر
دیوانه بکرده‌ست مرا سرو قبا پوش ۱۰

جایی دگر از کوی دلارام نزاری
خوشتر نبود هرکه بگوید تو بمنیوش ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۱۶ - ای زلف تو تکیه کرده بر گوش
گوهر بعدی:شماره ۷۱۸ - درد عشق است ای ملامت گر خموش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.