هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد هجران و دوری از معشوق میگوید و بیان میکند که هیچ دردی سختتر از این نیست. او از عشق بیپایان خود به معشوق میگوید و اینکه سالهاست در این راه قدم گذاشته، اما از آغاز و پایان آن بیخبر است. شاعر به حدی در عشق غرق شده که حتی کفر و ایمان برایش یکسان شده و تنها معشوق برایش اهمیت دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند کفر و ایمان ممکن است برای سنین پایینتر نامفهوم یا پیچیده باشد.
شماره ۸۰۸ - دردمندم وز وصالِ یار درمان نیستم
دردمندم وز وصالِ یار درمان نیستم
هیچ دردی صعب تر از دردِ هجران نیستم ۱
گرچه می داند که بر جانم ز هجرِ یار چیست
آن چنان زارم که گویی در بدن جان نیستم ۲
رسمِ قربانی ست اندر کیشم اسماعیل وار
گر به تیغِ هجرِ آن مه روی قربان نیستم ۳
داغ حرمانش به کل جان و دلم مجروح کرد
چون کنم آخر که تابِ داغ حرمان نیستم ۴
سال ها شد تا سپردم در رهِ عشقش قدم
ذرّه ای آگاهیِ آغاز و پایان نیستم ۵
سر ز پای و پای از سر باز می نشناختم
بی خبر بودم درین سودا خبر زان نیستم ۶
چون نقاب معرفت از عشق او برداشتم
گر دگر نشناختم چیزی غمِ آن نیستم ۷
من چو ترکِ کفر و دین گفتم چه بیمِ نام و ننگ
کفر اگر لازم شود در بندِ ایمان نیستم ۸
روی و زلفِ دل برِ من کفر و ایمانِ من است
تا نپنداری که من از اهلِ ادیان نیستم ۹
تا نزاری مذهبِ آن زلفِ کافر دل گرفت
در مسلمانی اگر هستم مسلمان نیستم ۱۰
هیچ دردی صعب تر از دردِ هجران نیستم ۱
گرچه می داند که بر جانم ز هجرِ یار چیست
آن چنان زارم که گویی در بدن جان نیستم ۲
رسمِ قربانی ست اندر کیشم اسماعیل وار
گر به تیغِ هجرِ آن مه روی قربان نیستم ۳
داغ حرمانش به کل جان و دلم مجروح کرد
چون کنم آخر که تابِ داغ حرمان نیستم ۴
سال ها شد تا سپردم در رهِ عشقش قدم
ذرّه ای آگاهیِ آغاز و پایان نیستم ۵
سر ز پای و پای از سر باز می نشناختم
بی خبر بودم درین سودا خبر زان نیستم ۶
چون نقاب معرفت از عشق او برداشتم
گر دگر نشناختم چیزی غمِ آن نیستم ۷
من چو ترکِ کفر و دین گفتم چه بیمِ نام و ننگ
کفر اگر لازم شود در بندِ ایمان نیستم ۸
روی و زلفِ دل برِ من کفر و ایمانِ من است
تا نپنداری که من از اهلِ ادیان نیستم ۹
تا نزاری مذهبِ آن زلفِ کافر دل گرفت
در مسلمانی اگر هستم مسلمان نیستم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰۷ - آوازه در افتاد که من توبه شکستم
گوهر بعدی:شماره ۸۰۹ - ازین ورطه بیرون شوی نیستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.