هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ناامیدی، پشیمانی از عمر تلف شده، دوری از دوستان و رنج‌های زندگی می‌گوید. او از بی‌عدالتی زمانه، رنج‌های عشق و غربت سخن می‌گوید و احساس تنهایی و بی‌پناهی خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است و درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، بیان احساسات غمگین و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۸۱۷ - دریغ کز نظرِ دوستان بیفتادم

دریغ کز نظرِ دوستان بیفتادم
به هرزه عمرِ گرامی به باد بر دادم ۱

درین عذاب که بر من عدو ببخشاید
کسی نمی رسد از دوستان به فریادم ۲

خلافِ عقل بود گر نگویمش که چه باد
بر آن زمان که من از مادرِ جهان زادم ۳

ببرد در گل و خاکم زمانه تا گردن
چو سرو لاف چرا می زند که آزادم ۴

جهانِ خرّم و ایّامِ عیش باز آمد
تو را از آن چه خبر گر کشد به بی دادم ۵

به هر چمن که رسیدم ز خارِ مژگانم
ز رشکِ بلبل و گل خون ز چشم بگشادم ۶

به زیرِ سایۀ طوبا نشسته ام چه عجب
گر التفات نباشد به سرو و شمشادم ۷

نه برگِ آن که نظر بر جمالِ او فکنم
نه رویِ آن که لبِ سبزه دل کند شادم ۸

چو غم پرست شدم دل ز عیش بر کندم
چو خو پذیر شدم دل به جور بنهادم ۹

هوایِ مطرب و سودایِ باده و غربت
ز سر برفت چو نامِ نزاری از یادم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۱۶ - دگر باره پیرانه سر درفتادم
گوهر بعدی:شماره ۸۱۸ - چنان به رویِ تو هر بامداد دل شادم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.