هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به ستایش امام ربانی و فضایل او میپردازد. شاعر از عظمت معنوی امام، تأثیر سخنانش بر سالکان روحانی، و بیاعتنایی او به دنیای فانی سخن میگوید. همچنین، شاعر از دوری خود از امام و غم ناشی از آن شکایت کرده و از او طلب یاری میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی پیچیده است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم بهکاررفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شمارهٔ ۳۳۴ - وله ایضا
جهان فضل و فضایل امام ربّانی
که قایمست بتو قوّت مسلمانی ۱
شهاب چرخ شریعت که گشت خاکستر
ز تاب نور ضمیرت نفوس شیطانی ۲
برای تحفۀ جان می برند دست بدست
جواهر سخنت سالکان روحانی ۳
چو در معالم قدست مسرح نظرت
کی التفات نمایی به عالم فانی؟ ۴
چو نیک در نگری کمترینه خاشاکیست
به چشم همّت تو کاینات جسمانی ۵
بلای عالم و شوق من و فضایل تو
بیان پذیر نیاید به نطق انسانی ۶
بسنده ناید باران اشکهای مرا
اگر ز صبر بدوزم هزار بارانی ۷
مرا و شهر مرا پشت پا زدی و شد ی
فرو گذاشته دیوانه را به ویرانی ۸
بپّر علم و عمل می پری بتو نرسد
کسی که هست اسیر قیود نفسانی ۹
مرا که پای ندارم تو دست گیر ارنی
تو خود به پرّ فرشته پری بآسانی ۱۰
مرا ز دوری جانست این همه غم دل
وگرنه تو بهمه حال مونس جانی ۱۱
ز لوح سینةۀ من ایت خلوص و دعا
اگر چه می ننویسم چو آب می خوانی ۱۲
از آنچه بی تو برین جان خسته می گذرد
چگویم و چه نویسم؟ تو خود نکودانی ۱۳
به التماس چه زحمت نمایمت؟ که تو خود
ز من دریغ نداری هر آنچه بتوانی ۱۴
که قایمست بتو قوّت مسلمانی ۱
شهاب چرخ شریعت که گشت خاکستر
ز تاب نور ضمیرت نفوس شیطانی ۲
برای تحفۀ جان می برند دست بدست
جواهر سخنت سالکان روحانی ۳
چو در معالم قدست مسرح نظرت
کی التفات نمایی به عالم فانی؟ ۴
چو نیک در نگری کمترینه خاشاکیست
به چشم همّت تو کاینات جسمانی ۵
بلای عالم و شوق من و فضایل تو
بیان پذیر نیاید به نطق انسانی ۶
بسنده ناید باران اشکهای مرا
اگر ز صبر بدوزم هزار بارانی ۷
مرا و شهر مرا پشت پا زدی و شد ی
فرو گذاشته دیوانه را به ویرانی ۸
بپّر علم و عمل می پری بتو نرسد
کسی که هست اسیر قیود نفسانی ۹
مرا که پای ندارم تو دست گیر ارنی
تو خود به پرّ فرشته پری بآسانی ۱۰
مرا ز دوری جانست این همه غم دل
وگرنه تو بهمه حال مونس جانی ۱۱
ز لوح سینةۀ من ایت خلوص و دعا
اگر چه می ننویسم چو آب می خوانی ۱۲
از آنچه بی تو برین جان خسته می گذرد
چگویم و چه نویسم؟ تو خود نکودانی ۱۳
به التماس چه زحمت نمایمت؟ که تو خود
ز من دریغ نداری هر آنچه بتوانی ۱۴
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۴
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۳۳ - ایضا له
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۳۵ - وله ایضا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.