هوش مصنوعی:
این شعر در مدح و ستایش یک شخصیت روحانی و باکرم است که عدالت و جود او باعث آرامش و آبادانی میشود. همچنین، شاعر از ظلم و محنتی که بر او رفته شکایت میکند و از این شخصیت روحانی درخواست کمک مینماید.
رده سنی:
15+
محتوا شامل مفاهیم عمیق مانند عدالت، ظلم، و درخواست کمک است که برای درک کامل آنها به سطحی از بلوغ فکری نیاز است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شمارهٔ ۳۳۵ - وله ایضا
ای صفات کرمت روحانی
وی تو در ملک نظام ثانی ۱
هر کجا حضرت تو، آسایش
هر کجا دولت تو، آسانی ۲
همه زرهای جهان را نقشست
سکّۀ جود تو بر پیشانی ۳
سر کلک تو همی برباید
گوی حکم از فلک چوگانی ۴
قهر تو موجب استیصالست
عدل تو مایۀ آبادانی ۵
ذات پر معنی تو مشتملست
هر کجا درد بود درمانی ۶
هر کجا کرد بود بارانی
هر کجا درد بود درمانی ۷
گر نیم حاضر درگاه رفیع
نیستم غایب از و تا دانی ۸
بتو مستظهرم از کلّ جهان
که سراسر کرم و احسانی ۹
پیش از این داده ام اندر خدمت
شرح ظلم عمر لنبانی ۱۰
آن بهر تیر و تبر شایسته
آن بهر محنت و رنج ارزانی ۱۱
ظاهر و باطن او شرّ و فساد
صفت و صورت او شیطانی ۱۲
یک زبانی نبود در دوزخ
به گرانجانی این دندانی ۱۳
چار سالست که محبوس ویم
من دانا ز سر نادانی ۱۴
حاصلی نیست ز سرمایه و سود
جز پریشانی و سر گردانی ۱۵
این هم از طالع منحوس منست
که شکاریست سگ کهدانی ۱۶
صاحبا ! صدرا! از بهر خدا
نه تو یاری ده مظلومانی؟ ۱۷
چه بود چیزی ازین افزونتر
که ز دندان ددم برهانی ۱۸
مالش ظلم اگر می ندهی
مال من باری ازو بستانی ۱۹
وی تو در ملک نظام ثانی ۱
هر کجا حضرت تو، آسایش
هر کجا دولت تو، آسانی ۲
همه زرهای جهان را نقشست
سکّۀ جود تو بر پیشانی ۳
سر کلک تو همی برباید
گوی حکم از فلک چوگانی ۴
قهر تو موجب استیصالست
عدل تو مایۀ آبادانی ۵
ذات پر معنی تو مشتملست
هر کجا درد بود درمانی ۶
هر کجا کرد بود بارانی
هر کجا درد بود درمانی ۷
گر نیم حاضر درگاه رفیع
نیستم غایب از و تا دانی ۸
بتو مستظهرم از کلّ جهان
که سراسر کرم و احسانی ۹
پیش از این داده ام اندر خدمت
شرح ظلم عمر لنبانی ۱۰
آن بهر تیر و تبر شایسته
آن بهر محنت و رنج ارزانی ۱۱
ظاهر و باطن او شرّ و فساد
صفت و صورت او شیطانی ۱۲
یک زبانی نبود در دوزخ
به گرانجانی این دندانی ۱۳
چار سالست که محبوس ویم
من دانا ز سر نادانی ۱۴
حاصلی نیست ز سرمایه و سود
جز پریشانی و سر گردانی ۱۵
این هم از طالع منحوس منست
که شکاریست سگ کهدانی ۱۶
صاحبا ! صدرا! از بهر خدا
نه تو یاری ده مظلومانی؟ ۱۷
چه بود چیزی ازین افزونتر
که ز دندان ددم برهانی ۱۸
مالش ظلم اگر می ندهی
مال من باری ازو بستانی ۱۹
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۹
۳۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۳۴ - وله ایضا
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۳۶ - ایضاً له
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.