هوش مصنوعی:
این شعر از درد عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از عشق نافرجام، جفای معشوق، و داغ حسرت مینالد و آرزو میکند که هیچکس مانند او عاشق نشود. همچنین، او به ناپایداری دنیا و برابری همه در پایان زندگی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و مرگ نیاز به بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۱۷ - آرزو دارم
روزنی جز زخم تیرش در سرای تن مباد
غیر داغ حسرتش تا بام آن روزن مباد ۱
عاشق روی بتان یا رب مبادا هیچکس
ورکسی عاشق شود یارا به سان من مباد ۲
کرده از تیرجفا هر لحظه چاکی در دلم
آنکه از خاریش هرگز چاک در دامن مباد ۳
مهرومه را روشنی از پرتو رخسار توست
بی رخت هرگز چراغ مهر ومه روشن مباد ۴
جنّت عاشق چو باشد بعد مردن کوی یار
مرغ جانم را جز آن دیوار و در مسکن مباد ۵
آرزو دارم که در عشقت تن بیمار من
خالی از افغان وزاری فارغ از شیون مباد ۶
تاج شاهی چون شود با خاک یکسان عاقبت
افسر محیی به جز خاکستر گلخن مباد ۷
غیر داغ حسرتش تا بام آن روزن مباد ۱
عاشق روی بتان یا رب مبادا هیچکس
ورکسی عاشق شود یارا به سان من مباد ۲
کرده از تیرجفا هر لحظه چاکی در دلم
آنکه از خاریش هرگز چاک در دامن مباد ۳
مهرومه را روشنی از پرتو رخسار توست
بی رخت هرگز چراغ مهر ومه روشن مباد ۴
جنّت عاشق چو باشد بعد مردن کوی یار
مرغ جانم را جز آن دیوار و در مسکن مباد ۵
آرزو دارم که در عشقت تن بیمار من
خالی از افغان وزاری فارغ از شیون مباد ۶
تاج شاهی چون شود با خاک یکسان عاقبت
افسر محیی به جز خاکستر گلخن مباد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۶ - آه از آن ساعت
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۸ - بلای ناگهان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.