هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از بیصبری و تنهایی خود در فراق یار میگوید و از محرومیت و رانده شدن از بهشت یاد میکند. او از معشوق میخواهد که به سخنانش گوش دهد و با مهرورزی و کمک به او، از کینهتوزی بپرهیزد. شاعر همچنین از حسادت و رقابت دیگران در عشق شکایت دارد و معشوق را بینظیر و دلربا میخواند. در پایان، او خود را مانند مجنون در حالت وجد و بیقراری توصیف میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند محرومیت از بهشت و حالت وجد و بیقراری نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰۲۷ - چون کنم برگ شکیبایی ندارم بیش ازین
چون کنم برگ شکیبایی ندارم بیش ازین
یار شد در پرده و بر زد مرا بر در چنین ۱
محرم رازی نه و یاری که پیغامی برد
من چنین بی یار محرم چند باشم بیش ازین ۲
آدمم محروم از فردوس بیرون رانده یی
ای اگر خود را ببینم باز در خلدِ برین ۳
دلبرا یک نکته بشنو از من و گر این سخن
راست می گویم بده انصاف این راز حزین ۴
می توانی دست مسکینی گرفتن سر مپیچ
می توانی مهر ورزیدن منه بنیاد کین ۵
چند باشم با فراقت هم رکاب و هم عنان
چند باشم با خیالت هم وثاق و هم نشین ۶
با چو تو جانانه ای نبود عجب انصاف را
گر حسودم در عقب باشد رقیبم در کمین ۷
دل ستان و دلنواز و دل ربای و دلفریب
چون تو معشوقی که دارد در همه روی زمین ۸
کیست تا گوید به صاحب شُنعتِ ناقص وجود
هرزگویی هرزه کاری هرزه لافی هرزه چین ۹
همچو مجنونی دگر در مسکرات الوجدِ نجد
گر ندید ستی بیا مسکین نزاری را ببین ۱۰
یار شد در پرده و بر زد مرا بر در چنین ۱
محرم رازی نه و یاری که پیغامی برد
من چنین بی یار محرم چند باشم بیش ازین ۲
آدمم محروم از فردوس بیرون رانده یی
ای اگر خود را ببینم باز در خلدِ برین ۳
دلبرا یک نکته بشنو از من و گر این سخن
راست می گویم بده انصاف این راز حزین ۴
می توانی دست مسکینی گرفتن سر مپیچ
می توانی مهر ورزیدن منه بنیاد کین ۵
چند باشم با فراقت هم رکاب و هم عنان
چند باشم با خیالت هم وثاق و هم نشین ۶
با چو تو جانانه ای نبود عجب انصاف را
گر حسودم در عقب باشد رقیبم در کمین ۷
دل ستان و دلنواز و دل ربای و دلفریب
چون تو معشوقی که دارد در همه روی زمین ۸
کیست تا گوید به صاحب شُنعتِ ناقص وجود
هرزگویی هرزه کاری هرزه لافی هرزه چین ۹
همچو مجنونی دگر در مسکرات الوجدِ نجد
گر ندید ستی بیا مسکین نزاری را ببین ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۲۶ - ترش گرفته دو ابرو و لب چنان شیرین
گوهر بعدی:شماره ۱۰۲۸ - ایّها الخمّار مخموریم و رنجور و حزین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.