شماره ۳۴۵ - دوستان از سر این تودهٔ غم برخیزید
دوستان از سر این تودهٔ غم برخیزید
زود باشید چه بیش است و چه کم برخیزید ۱
گرچه بر ساحل این دجله نشستید بسی
وقت آن است که با دیدهٔ نم برخیزید ۲
هر دلی را که غباری ز شما بنشیند
زود سازید دوا و چو الم برخیزید ۳
چند جامی بکشید و سر دارا شکنید
در خرابات نشینید و چو جم برخیزید ۴
از کسی تا به شما و ز شما تا به کسی
پیش از آن دم که رسد جور و ستم برخیزید ۵
تا توانید به آیین عرب ننشینید
همچو صوت از سر قانون عجم برخیزید ۶
مدعی تا نشود کافر و مؤمن فردا
چون سعیدا ز در دیر و حرم برخیزید ۷
زود باشید چه بیش است و چه کم برخیزید ۱
گرچه بر ساحل این دجله نشستید بسی
وقت آن است که با دیدهٔ نم برخیزید ۲
هر دلی را که غباری ز شما بنشیند
زود سازید دوا و چو الم برخیزید ۳
چند جامی بکشید و سر دارا شکنید
در خرابات نشینید و چو جم برخیزید ۴
از کسی تا به شما و ز شما تا به کسی
پیش از آن دم که رسد جور و ستم برخیزید ۵
تا توانید به آیین عرب ننشینید
همچو صوت از سر قانون عجم برخیزید ۶
مدعی تا نشود کافر و مؤمن فردا
چون سعیدا ز در دیر و حرم برخیزید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۴ - هر نفس در کوی جانان کوه غم باید برید
گوهر بعدی:شماره ۳۴۶ - بی برگ شو چو نی به نوا می توان رسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.