هوش مصنوعی:
این شعر از حزین لاهیجی بیانگر درد و رنج عاشقانه، ناامیدی و احساس تنهایی شاعر است. او از بار سنگین عشق، داغ دل، و بیپناهی میگوید و با تصاویری مانند تیغ خمشده، داغ سینه، و سیلاب گریه، احساسات خود را به تصویر میکشد. همچنین، اشاراتی به عشق، زیبایی، و طبیعت دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند زخم خنجر و داغ سینه ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۵۶۶ - پشتم چو تیغ خم شد، از بار جوهر خویش
پشتم چو تیغ خم شد، از بار جوهر خویش
جز پیش خود نیارم، هرگز فرو سر خویش ۱
گر داغ سینهٔ خود خورشید را نمایم
گردون دون ننازد دیگر به اختر خویش ۲
دهر آرمیدگان را از جای برنیارد
آب گهر بنازد بر موج لنگر خوبش ۳
برده ست بو دماغم، از نشئه های داغم
هر کس کشیده ساغر از کاسهٔ سر خویش ۴
از آمد آمدِ حسن، پوشید خط رخش را
گاهی نهان شود شاه، درگرد لشکر خوبش ۵
صیاد من مگر خود آید به آشیانم
صد بار آزمودم کوتاهی پر خوبش ۶
سیلاب گریهٔ من، زان کو نمی کشد پا
کرده ست سرخ رویم، اشک دلاور خویش ۷
هرجا که پاگذاری، بر پارهٔ دل آید
از ناز اگر نمایی، گلگشت کشور خویش ۸
رحمی به حال زارش، گر باشدت رفوکن
زخم دل حزین را با زخم خنجر خویش ۹
جز پیش خود نیارم، هرگز فرو سر خویش ۱
گر داغ سینهٔ خود خورشید را نمایم
گردون دون ننازد دیگر به اختر خویش ۲
دهر آرمیدگان را از جای برنیارد
آب گهر بنازد بر موج لنگر خوبش ۳
برده ست بو دماغم، از نشئه های داغم
هر کس کشیده ساغر از کاسهٔ سر خویش ۴
از آمد آمدِ حسن، پوشید خط رخش را
گاهی نهان شود شاه، درگرد لشکر خوبش ۵
صیاد من مگر خود آید به آشیانم
صد بار آزمودم کوتاهی پر خوبش ۶
سیلاب گریهٔ من، زان کو نمی کشد پا
کرده ست سرخ رویم، اشک دلاور خویش ۷
هرجا که پاگذاری، بر پارهٔ دل آید
از ناز اگر نمایی، گلگشت کشور خویش ۸
رحمی به حال زارش، گر باشدت رفوکن
زخم دل حزین را با زخم خنجر خویش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۳۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۵ - برقع طرف نگردد، با آتشین عذارش
گوهر بعدی:شماره ۵۶۷ - دارم ز داغ دل چمنی در کنار خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.