هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و فلسفی از حزین لاهیجی، به موضوعاتی مانند نادانی انسان در برابر اسرار هستی، وحدت وجود، عشق الهی، و انتقاد از ظاهرگرایی و تعصبات مذهبی می‌پردازد. شاعر با بیان ناتوانی خود از درک حقایق عالم، بر اهمیت شهود و تجربه‌ی عرفانی تأکید می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی به مسائل اجتماعی و مذهبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۶۳۲ - ز خود دور آن دلارا را نمی دانم نمی دانم

ز خود دور آن دلارا را نمی دانم نمی دانم
جدا از موج، دریا را نمی دانم نمی دانم ۱

دمید از مشرق هر ذره ای، سر زد ز هر خاری
نهان آن نور پیدا را نمی دانم نمی دانم ۲

لبالب از می دیدار بینم آسمانها را
حجاب باده، مینا را نمی دانم نمی دانم ۳

به چشم جمله ذرات جهان هم سنگ می آید
عیار لعل و خارا را نمی دانم نمی دانم ۴

فریب وعدهٔ امروز و فردا کار نگشاید
که من امروز و فردا را نمی دانم نمی دانم ۵

سرت گردم زبان من شو و با من حکایت کن
بیان رمز و ایما را نمی دانم نمی دانم ۶

نهانی تا به کی در پرده با دل نکته می سنجی
اشارتهای پیدا را نمی دانم نمی دانم ۷

به هر جرمی مگیر، ارشاد کن، بیگانهٔ کیشم
هنوز آیین ترسا را نمی دانم نمی دانم ۸

بیا و در عوض بپذیر از من شیوهء رندی
رسوم زهد و تقوا را نمی دانم نمی دانم ۹

تو گر خواهی صمد ، خواهی صنم ، ره گم نمی گردد
ز اسما جز مسما را نمی دانم نمی دانم ۱۰

حزین ، جایی که دارد در بغل هر ذرّه خورشیدی
نزاع شیخ و ملّا را نمی دانم نمی دانم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۰۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۳۱ - نگاهش با اسیران بر سر ناز است می دانم
گوهر بعدی:شماره ۶۳۳ - غم دنیا ندارم، در پی عقبا نمی مانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.