هوش مصنوعی:
این متن عرفانی به موضوعاتی مانند جستجوی معنوی، وحدت وجود، و رابطه بین انسان و حق تعالی میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند جان، دل، منزل جانان، وحدت، و حقیقت سخن میگوید و تأکید دارد که حقیقت در درون انسان است و باید از ظواهر دنیوی گذر کرد. همچنین، به اهمیت عدالت، توحید، و رسیدن به کمال اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار خواهد بود. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۵ - آنچه مطلوب دل و جان است ابا جان و دلست
آنچه مطلوب دل و جان است ابا جان و دلست
لیکن از خود جان آنکه بیخبر بد غافل است ۱
منزل جانان بجان و دل همی جوید دلم
غافل از جانان که او را در دل و جان منزل است ۲
میان آب و گل سازد وطن آنجان و دل
منزلش گرچه برون از خطّه آب و گل است ۳
هر کسی دادند با خود این چنین گنج نهان
لیک هر کس راز خود بر خود طلسمی مشکل است ۴
همه دریا و دریا عین ما بوده ولی
مائی ما در میان ما و دریا حایل است ۵
چشم دریابین کسی دارد که غرق بحر شد
ورنه نقش موج بیند هر که او بر ساحل است ۶
نیست کامل در دو عالم هرکه دریا عین اوست
عین دریا هرکه شد میدان که مرد کامل است ۷
جمله عالم نیست الّا سایهء علم وجود
روی از عالم بگردان زانکه ظل زایل است ۸
سایه بر خورشید بگزین گر تو مرد عاقلی
سایه بر خورشید نگزیند کس کو عاقل است ۹
نیست شان آنکه باشد بر صراط مستقیم
میل کردن جانب چیزی که مردم مایل است ۱۰
چون بدانستی که حق هستی و باطل نیستی است
در پی حق گیر و بگذر از هر آنچه باطل است ۱۱
نقطه توحید عین جمع و دریای وجود
حاصل است آنرا که بر خط عدالت واصل است ۱۲
چیست دانی در میان جان و جانان مغربی
برزخ جامع خط موهوم و حد فاصل است ۱۳
لیکن از خود جان آنکه بیخبر بد غافل است ۱
منزل جانان بجان و دل همی جوید دلم
غافل از جانان که او را در دل و جان منزل است ۲
میان آب و گل سازد وطن آنجان و دل
منزلش گرچه برون از خطّه آب و گل است ۳
هر کسی دادند با خود این چنین گنج نهان
لیک هر کس راز خود بر خود طلسمی مشکل است ۴
همه دریا و دریا عین ما بوده ولی
مائی ما در میان ما و دریا حایل است ۵
چشم دریابین کسی دارد که غرق بحر شد
ورنه نقش موج بیند هر که او بر ساحل است ۶
نیست کامل در دو عالم هرکه دریا عین اوست
عین دریا هرکه شد میدان که مرد کامل است ۷
جمله عالم نیست الّا سایهء علم وجود
روی از عالم بگردان زانکه ظل زایل است ۸
سایه بر خورشید بگزین گر تو مرد عاقلی
سایه بر خورشید نگزیند کس کو عاقل است ۹
نیست شان آنکه باشد بر صراط مستقیم
میل کردن جانب چیزی که مردم مایل است ۱۰
چون بدانستی که حق هستی و باطل نیستی است
در پی حق گیر و بگذر از هر آنچه باطل است ۱۱
نقطه توحید عین جمع و دریای وجود
حاصل است آنرا که بر خط عدالت واصل است ۱۲
چیست دانی در میان جان و جانان مغربی
برزخ جامع خط موهوم و حد فاصل است ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۴۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴ - چنان مستم چنان مستم چنان مست
گوهر بعدی:شماره ۲۶ - دلی که آینه روی شاهد ذات است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.