هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از مولانا بیانگر وحدت وجود و پیوند ناگسستنی بین جان و دل عاشق و معشوق است. موجهای دریا نماد عشق الهی هستند که بر ساحل دل میریزند و جان و دل را یکی میکنند. در نهایت، شاعر توصیه میکند که مانند عارفی که پروردهٔ این دریاست، از موج نهراسیم و به عمق عشق الهی فرو رویم.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل شعر نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی فارسی دارد.
شماره ۷۱ - از جنبش این دریا هر موج که برخیزد
از جنبش این دریا هر موج که برخیزد
بر والوی جان آید بر ساحل دل ریزد ۱
دل را همه جان سازد، جان را همه دل آنگه
جان و دل جانانرا با یکدیگر آمیزد ۲
جان و دل جانان را با یکدیگر آن لحظه
فرقی نتوان کردن تمیز چو برخیزد ۳
چون پادشه وحدت بگرفت ولایت را
آنملک بدان کثرت، بگذارد و بگریزد ۴
جائیکه یقین آمد، شک را چه محل باشد
ظلمت بکجا ماند با نور که بستیزد ۵
سنگان صحاریرا سیراب کند هر دم
از فیض چنین دریا ابریکه برانگیزد ۶
از گلشن جان و دل فی الحال فرو شوید
گردیکه براو گه گه غربال هوا بیزد ۷
ای مرد بیابانی بگریز ازین ساحل
زان پیش که در دامن موجیت فرو ریزد ۸
چون مغربی آنکس کاو پرورده این بحر است
از بحر نیندیشد وز موج نپرهیزد ۹
بر والوی جان آید بر ساحل دل ریزد ۱
دل را همه جان سازد، جان را همه دل آنگه
جان و دل جانانرا با یکدیگر آمیزد ۲
جان و دل جانان را با یکدیگر آن لحظه
فرقی نتوان کردن تمیز چو برخیزد ۳
چون پادشه وحدت بگرفت ولایت را
آنملک بدان کثرت، بگذارد و بگریزد ۴
جائیکه یقین آمد، شک را چه محل باشد
ظلمت بکجا ماند با نور که بستیزد ۵
سنگان صحاریرا سیراب کند هر دم
از فیض چنین دریا ابریکه برانگیزد ۶
از گلشن جان و دل فی الحال فرو شوید
گردیکه براو گه گه غربال هوا بیزد ۷
ای مرد بیابانی بگریز ازین ساحل
زان پیش که در دامن موجیت فرو ریزد ۸
چون مغربی آنکس کاو پرورده این بحر است
از بحر نیندیشد وز موج نپرهیزد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰ - ز قدرت سرو بستان آفریدند
گوهر بعدی:شماره ۷۲ - شاه بتان ماه رخان عرب رسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.