هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. در آن از زیباییها، جذابیتها و بیتفاوتیهای معشوق سخن میرود و شاعر از درد فراق و ناکامی در عشق شکایت میکند. همچنین، اشاراتی به رقیب و حسادتهای عاشقانه نیز وجود دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده، احساسات عمیق و گاهی اغراقآمیز است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند حسادت و فراق نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۷ - هوسم کشد نگارا ز حلاوت عتیبت
هوسم کشد نگارا ز حلاوت عتیبت
که بذوق دل ببوسم ز دهان دلفریبت ۱
من اگر گنه ندارم تو بهانه گیر بر من
صنما که انس دارم بعتاب بی حسیبت ۲
دل ساده لوح ما را بکمند مورچه حاجت
که بعشوه چو طفلان بخورد فریب سیبت ۳
تو صنم گذشته زان بکمال لطف و خوبی
که دهد مشاطه زینت بنگار رنگ و زیبت ۴
نه همین رقیب گفتت که بمدعی دهی دل
تو که خود بما نسازی چه شکایت از رقیبت ۵
گنه از ادیب باشد که وفا نداد یادت
خود از اینحدیث ما را گله هاست با ادیبت ۶
تو برفتی و برآنم که زجان وداع جویم
بچه کارم آید آنجان که نرفت در رکیبت ۷
زخیال خویش باری دلمن بخواب خوشکن
چو امید نیست دیگر که ببینم عنقریبت ۸
نه بخویش واگذارد دل ناشکیب ما را
نه بلا به نرم گردد دل سخت پرشکیبت ۹
عجب است اگر نبازی دل خود بخویش جانا
چو در آبگینه بینی بشمائل عجیبت ۱۰
تو بروز و شب برآنی که بخویشتن ببالی
گل من تو را چه پروا که بسوخت عندلیبت ۱۱
سر خویش دار نیّر چو بکوی او نهی پا
که غرور بر نیارد ز فراز بر نشیبت ۱۲
که بذوق دل ببوسم ز دهان دلفریبت ۱
من اگر گنه ندارم تو بهانه گیر بر من
صنما که انس دارم بعتاب بی حسیبت ۲
دل ساده لوح ما را بکمند مورچه حاجت
که بعشوه چو طفلان بخورد فریب سیبت ۳
تو صنم گذشته زان بکمال لطف و خوبی
که دهد مشاطه زینت بنگار رنگ و زیبت ۴
نه همین رقیب گفتت که بمدعی دهی دل
تو که خود بما نسازی چه شکایت از رقیبت ۵
گنه از ادیب باشد که وفا نداد یادت
خود از اینحدیث ما را گله هاست با ادیبت ۶
تو برفتی و برآنم که زجان وداع جویم
بچه کارم آید آنجان که نرفت در رکیبت ۷
زخیال خویش باری دلمن بخواب خوشکن
چو امید نیست دیگر که ببینم عنقریبت ۸
نه بخویش واگذارد دل ناشکیب ما را
نه بلا به نرم گردد دل سخت پرشکیبت ۹
عجب است اگر نبازی دل خود بخویش جانا
چو در آبگینه بینی بشمائل عجیبت ۱۰
تو بروز و شب برآنی که بخویشتن ببالی
گل من تو را چه پروا که بسوخت عندلیبت ۱۱
سر خویش دار نیّر چو بکوی او نهی پا
که غرور بر نیارد ز فراز بر نشیبت ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶ - چند برد زاهد انتظار قیامت
گوهر بعدی:شماره ۲۸ - مگر قدم بره عشق هشتن آسان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.