هوش مصنوعی: در این داستان، کودکان دبیرستان تخته خواجه بوطاهر را به خانه شیخ بازمی‌گردانند. خواجه حسن به شیخ خبر می‌دهد که کودکان تخته را با سوره «لم یکن» بازگردانده‌اند. شیخ دستور می‌دهد تا به کودکان میوه داده شود و سپس از مهتر دبیرستان می‌پرسد که استاد را مطلع کند تا دفعه بعد تخته را با سوره «الم نشرح» بازگرداند.
رده سنی: 10+ متن دارای مفاهیم اخلاقی و آموزشی است که برای کودکان و نوجوانان مناسب است. همچنین، استفاده از عبارات و اصطلاحات کهن ممکن است برای سنین پایین‌تر قابل درک نباشد.

حکایت ۳۸ - در آن وقت کی خواجه بوطاهر، پسر مهتر شیخ، کودک بود یک روز کودکان دبیرستان تختۀ خواجه بوطاهر را به خانۀ شیخ بازآوردند چنانک رسم ایشان باشد، خواجه حسن پی

در آن وقت کی خواجه بوطاهر، پسر مهتر شیخ، کودک بود یک روز کودکان دبیرستان تختۀ خواجه بوطاهر را به خانۀ شیخ بازآوردند چنانک رسم ایشان باشد، خواجه حسن پیش شیخ آمد و گفت کودکان لوح خواجه بوطاهر بازآورده‌اند. شیخ گفت به کدام سوره؟ حسن گفت بسورۀ لم یکن، شیخ گفت میوه پیش کودکان بنه، حسن میوه بنهاد. شیخ گفت مهتر دبیرستان شما کدامست؟ به یکی اشارت کردند، شیخ او را بخواند و گفت استاد را بگوی کی این بار به سورۀ لم یکن کودک را تخته بازنفرستیا! تخته کی بازفرستی بسورۀ الم نشرح بازفرست.
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:حکایت ۳۷ - روزی شیخ در نشابور مجلس می‌گفت، در میان سخن گفت از سر خانقاه تا ببُن خانقاه همه گوهرست ریخته، چرا برنچینید؟ خلق بازنگریستند پنداشتند گوهرست تا برگیرند
گوهر بعدی:حکایت ۳۹ - پیرزنی بود در نشابور در پهلوی خانقاه شیخ ما حجرۀ داشت و پیوسته هاون تهی کوفتی بی‌فایده تا درویشان را خاطر بشوریدی و درویشان با شیخ گله می‌کردند و شیخ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.