هوش مصنوعی:
شیخ در حیره به گورستان میرود و گروهی را میبیند که مشغول نوشیدن شراب و شادی هستند. صوفیان قصد برخورد با آنها را دارند، اما شیخ مانع میشود و به آنها دعای خیر میکند. گروه تحت تأثیر قرار میگیرند، توبه میکنند و شراب را میریزند. شیخ با این رفتار، محبت و هدایت خود را نشان میدهد.
رده سنی:
14+
محتوا دارای پیام اخلاقی و عرفانی است و نیاز به درک نسبی از مفاهیم دینی و اجتماعی دارد. همچنین، اشاره به مصرف شراب ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
حکایت ۷۶ - هم در آن وقت کی شیخ بنشابور بود روزی بگورستان حیره میرفت چون بسر خاک مشایخ رسید جمعی را دید آنجا کی خمر میخوردند و چیزی میزدند. صوفیان در اضطراب آم
هم در آن وقت کی شیخ بنشابور بود روزی بگورستان حیره میرفت چون بسر خاک مشایخ رسید جمعی را دید آنجا کی خمر میخوردند و چیزی میزدند. صوفیان در اضطراب آمدند، خواستند کی ایشان را احتساب کنند و برنجانند، شیخ مانع شد. چون نزدیک ایشان رسید گفت: خداوند چنانک درین جهان خوش دل میباشید، در آن جهان نیز خوش دلتان داراد. جماعت برخاستند و جمله در پای شیخ افتادند و خمرها را بریختند و توبه کردند و از یک نظر شیخ از نیک مردان شدند.
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۷۵ - هم در آن وقت کی شیخ بنشابور بود یکی از ایمۀ بزرگ بیمار گشته بود، شیخ بعیادت او رفت و بنشست و اورا بپرسید، جمعی از وکیلان اسباب امام درآمدند، یکی میگف
گوهر بعدی:حکایت ۷۷ - شیخ ابوسعید به مرو رودمیشد چون به بغشور رسید جایی ناخوش دید و مردمانی نیکو و بزرگ و بیشتر ایمه و اهل تقوی بودند و چنین گویند که سیصد مرد مفتی و متدین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.