هوش مصنوعی: حسن مؤدب یک شب چراغی را در حضور شیخ روشن کرد و رفت. شیخ متوجه شد که نور چراغ کم‌تر از همیشه است و از حسن پرسید دلیل آن چیست. حسن پس از بررسی گفت که چوبی که صوفیان برای پاک کردن چراغ استفاده می‌کردند، در چراغ‌دان قرار داده شده است. شیخ دستور داد چراغ را از پیش او بردارند.
رده سنی: 14+ متن دارای مفاهیم عرفانی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، این داستان نیاز به درک عمیق‌تری از روابط معنوی و انضباط درونی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان توسعه یافته‌تر است.

حکایت ۸۶ - آورده‌اند کی یک شب در میهنه حسن مؤدب چراغ در پیش شیخ بنهاد و برفت. شیخ او را آواز داد و گفت چه سبب است کی امشب این چراغ روشنایی تمام ندارد، چنانک هر ش

آورده‌اند کی یک شب در میهنه حسن مؤدب چراغ در پیش شیخ بنهاد و برفت. شیخ او را آواز داد و گفت چه سبب است کی امشب این چراغ روشنایی تمام ندارد، چنانک هر شب؟ حسن گفت معلوم نیست. شیخ گفت تفحص کن. چون تفحص کرد گفت چوبی کی چراغ صوفیان بدان پاک می‌کرده‌اند درین چراغ‌دان نهاده‌اند، شیخ گفت بردار این چراغ از پیش ما! حسن چراغ را از پیش برداشت.
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:حکایت ۸۵ - روزی شیخ براهی می‌گذشت، کناسان مبرز پاک می‌کردند و آن نجاست بخیک بیرون می‌آوردند، صوفیان چون آنجا رسیدند خویشتن فراهم گرفتند و می‌گریختند. شیخ ایشان ر
گوهر بعدی:حکایت ۸۷ - طلحة بن یوسف العطار گفت که مدتی پیش شیخ ابوسعید بودم، چون بازمی‌گشتم مرا گفت: چون به بغداد شوی و ترا گویند کی چندین گاه کرادیدی و چه فایده گرفتی چه خو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.