هوش مصنوعی: این شعر از عشق، رنج و مبارزه سخن می‌گوید. شاعر از آتش درون و کینه‌های شسته شده می‌گوید، از بلندپروازی و فطرت والای انسان در برابر آسمان کودن، و از عشقی که در پیچ‌و‌تاب زلف یار پنهان است. همچنین، اشاره‌ای به انتخاب‌های سخت زندگی و اشک‌های گرم دارد که نماد درد و رنج هستند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج، کینه و مبارزه نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۶ - گرم خون کردم بمژگان آه آتشناک را

گرم خون کردم بمژگان آه آتشناک را
شسته ام از آتش خود کینه خاشاک را ۱

حرز مینا هست از بد گردی گردون چه باک
در بغل داریم سنگ شیشه افلاک را ۲

آسمان کودن پرست و ما همه فطرت بلند
چون توان خس پوش کردن شعله ادراک را ۳

تا رواج شانه را آئینه در زلف تو دید
می کند در رنگ پنهان سینه بیچاک را ۴

در ره سرکش سواری دست و پائی می زنیم
کز حرم آورده صید لایق فتراک را ۵

در گلستانی که زلف سنبلش آشفته نیست
پیچ و تاب خاطرم پیچیده دست تاک را ۶

انتخابی کرده ام از گرم و سرد روزگار
اشک گرم خویش و آب چشمه دردناک را ۷

اشک و آه من باین عالم کلیم آورده اند
آتش بیدود را، سیلاب بیخاشاک را ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵ - ضعف طالع برده از من قوت تدبیر را
گوهر بعدی:غزل ۷ - لب فرو بستم زیان دارد زبان دانی مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.