هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به مفاهیمی مانند عشق، فنا، صبر، تقدیر و تنگدستی میپردازد. شاعر از عشق و حسرت، ناکامیها و سختیهای زندگی سخن میگوید و به مفاهیم عمیق عرفانی مانند فنا و وصول اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و حسرت ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۶۹ - عارف که جا بجز سر کوی فنا نساخت
عارف که جا بجز سر کوی فنا نساخت
جائیکه سیل راه ندارد سرا نساخت ۱
افلاک را بفکر من انداخت وصل او
کم بخت را سعادت بال هما نساخت ۲
در ملک زندگی دل بیشور عشق نیست
آری بدهر کس جرس بیصدا نساخت ۳
زان کوی پا کشیدم و رفتم ز یاد او
داروی ناگوار صبوری مرا نساخت ۴
عاشق که چشم حسرت او وقف آن لبست
تا داشت دسترس بنمک توتیا نساخت ۵
دانی کرا ز شیردلان، مرد گفته اند
آنرا که تنگدستی، بیدست و پا نساخت ۶
گفتم که دل بدست من آمد زترک عشق
دل کز تو شد جدا بمن بینوا نساخت ۷
شمشیر امتیاز جهان را برش نماند
یک جوهری درو خزف از هم جدا نساخت ۸
در روزگار تنگدلی عام شد کلیم
زانسان که شمع در دل فانوس جا نساخت ۹
جائیکه سیل راه ندارد سرا نساخت ۱
افلاک را بفکر من انداخت وصل او
کم بخت را سعادت بال هما نساخت ۲
در ملک زندگی دل بیشور عشق نیست
آری بدهر کس جرس بیصدا نساخت ۳
زان کوی پا کشیدم و رفتم ز یاد او
داروی ناگوار صبوری مرا نساخت ۴
عاشق که چشم حسرت او وقف آن لبست
تا داشت دسترس بنمک توتیا نساخت ۵
دانی کرا ز شیردلان، مرد گفته اند
آنرا که تنگدستی، بیدست و پا نساخت ۶
گفتم که دل بدست من آمد زترک عشق
دل کز تو شد جدا بمن بینوا نساخت ۷
شمشیر امتیاز جهان را برش نماند
یک جوهری درو خزف از هم جدا نساخت ۸
در روزگار تنگدلی عام شد کلیم
زانسان که شمع در دل فانوس جا نساخت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۸ - دل از سر کوی تو اگر پای کشیده است
گوهر بعدی:غزل ۷۰ - دختر رز از کنار میکشان یکسو گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.