هوش مصنوعی: متن بالا یک شعر عاشقانه و عرفانی است که از مفاهیمی مانند عشق، رازداری، زیبایی، وصف طبیعت و مفاهیم انتزاعی مانند گنج نهفته و شمع عشق استفاده می‌کند. شاعر از زبان تصاویر شعری مانند آینه، شمع، گل، و آب برای بیان احساسات و مفاهیم عمیق بهره می‌برد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال به‌طور کامل قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات مورد استفاده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۲۲۳ - دل نه ازوست نه زما، یار چو بی نقاب شد

دل نه ازوست نه ز ما، یار چو بی نقاب شد
رفت ز دست کس برون آینه‌ای که آب شد ۱

گر ز غمت شکست دل، راز تو فاش کی شود
گنج نهفته‌تر شود، خانه اگر خراب شد ۲

بند سکوت هیچگه از لب بی‌هنر مجوی
قابل مهر کی شود شیشه که بی‌شراب شد ۳

لایق حسن بی‌زوالی آینه‌ای نداشت او
شکر که شمع هستیم زآتش عشق آب شد ۴

مست رسید با رخی چون گل تر ز تاب می
چشم از آب و رنگ او چشمه آفتاب شد ۵

تاب نگه نداشتم، پای کشیدم از درش
توبه بود سزای او، هر که تنگ شراب شد ۶

در چمن جمالت ای گلبن باغ رنگ و بو
شبنم گوشواره را آب گهر گلاب شد ۷

ابر بهار عهد ما فیض نکرده عام را
ریزش قطره‌های او نقطه انتخاب شد ۸

چون گل شمع بی‌نقاب آمده حسن او کلیم
از طرف تو دیده را گریه چرا حجاب شد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۹۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۲ - گر شبی دیده خونفشان نبود
گوهر بعدی:غزل ۲۲۴ - چو تاب زلف دهی از بنفشه تاب رود
نظرها و حاشیه ها
ناشناس
۱۴۰۵/۳/۲۹ ۱۳:۵۶

باتشکر