هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین از کلیم کاشانی، احساسات عمیق عاشقانه، ناامیدی و درد عشق را بیان میکند. شاعر از مقایسههای زیبا مانند گل و لب یار، شبنم و دندان معشوق، و آب فولاد و خونابه استفاده میکند تا عمق احساسات خود را نشان دهد. همچنین، ابیاتی مانند «مهر اخوان همه کین است» و «کشت امید چنین خشک نمیماند کلیم» نشاندهنده ناامیدی و یأس شاعر است.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاطفی عمیق و گاهی ناامیدکننده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است نیاز به بلوغ فکری بیشتری داشته باشد.
غزل ۲۷۴ - گل اگر با لب لعل تو برابر می شد
گل اگر با لب لعل تو برابر می شد
شبنم از نسبت دندان تو گوهر می شد ۱
آب فولاد بخونابه بدل می گردید
گر غم عشق در آئینه مصور می شد ۲
دیده ام خشک تر از ساغر مخمورانست
یاد آنروز که از گریه بسی تر می شد ۳
سرد مهری گل این چمن افسرد مرا
قفس آهنم ای کاش که مجمر می شد ۴
چشم مستت نظری جانب ما گر می داشت
در کف بخت سیه آبله ساغر می شد ۵
مهر اخوان همه کین است چه می بود اگر
در رحم نطفه آبا همه دختر می شد ۶
با وفا خاصیتی هست که گل گر می داشت
همه جا قدرش با خاک برابر می شد ۷
اشک چون طفل پدر مرده که خودسر گردد
بتمنای تو هر روز بهر در می شد ۸
هر زمان حوصله ای درخور غم نتوان ساخت
کاش قدر خودش غصه مقرر می شد ۹
کشت امید چنین خشک نمی ماند کلیم
اگر از دود دلم چشم فلک تر می شد ۱۰
شبنم از نسبت دندان تو گوهر می شد ۱
آب فولاد بخونابه بدل می گردید
گر غم عشق در آئینه مصور می شد ۲
دیده ام خشک تر از ساغر مخمورانست
یاد آنروز که از گریه بسی تر می شد ۳
سرد مهری گل این چمن افسرد مرا
قفس آهنم ای کاش که مجمر می شد ۴
چشم مستت نظری جانب ما گر می داشت
در کف بخت سیه آبله ساغر می شد ۵
مهر اخوان همه کین است چه می بود اگر
در رحم نطفه آبا همه دختر می شد ۶
با وفا خاصیتی هست که گل گر می داشت
همه جا قدرش با خاک برابر می شد ۷
اشک چون طفل پدر مرده که خودسر گردد
بتمنای تو هر روز بهر در می شد ۸
هر زمان حوصله ای درخور غم نتوان ساخت
کاش قدر خودش غصه مقرر می شد ۹
کشت امید چنین خشک نمی ماند کلیم
اگر از دود دلم چشم فلک تر می شد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۳ - نه رحم کرد که خون دل خراب نخورد
گوهر بعدی:غزل ۲۷۵ - ز مژگان تو لوح سینه ها از خون رقم دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.