هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به موضوعاتی مانند فقر، عشق، صبر، و تقوا پرداخته است. شاعر از نمادهایی مانند آتش، گل، خون، و دجله استفاده کرده تا مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی را بیان کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعاره‌های پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.

غزل ۳۱۶ - زاهد ازتر دامنی دامن چو بر اخگر زند

زاهد ازتر دامنی دامن چو بر اخگر زند
سبزه جای دود از آتش همان سر بر زند ۱

دود آه عندلیبان آتش صد خرمنست
خویش را از پا در آرد هر که گل بر سر زند ۲

رنگ خجلت از رخ گل تا قیامت ظاهرست
غنچه نوکیسه گر چندی گره بر زر زند ۳

هر که را باید نوشتن نسخه آداب فقر
صفحه تن را ز نقش بوریا مسطر زند ۴

خون عاشق از حجاب حسن پنهان می خورد
شوخ بیباکی که ساغر در کف محشر زند ۵

نقش بغداد از سواد دهر نتوانست شست
دجله را کی می رسد پهلو بچشم تر زند ۶

خون ما را چون شفق بر صبح آن گردن مبند
صبر کن چندانکه عاشق سینه بر خنجر زند ۷

خونبهای مرغ دل دانی بر صیاد چیست
اینکه بگذارد بخون خویش بال و پر زند ۸

کو گدائی چون کلیم امروز در اقلیم فقر
غیرنومیدی بود کفر ار در دیگر زند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۱۵ - بهار آمد و جانی بجسم مینا شد
گوهر بعدی:غزل ۳۱۷ - خیال گلشن رویت بدل گذار نکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.