هوش مصنوعی:
شاعر در این متن درباره انگشتری زیبا و ارزشمند سخن میگوید که به دستش رسیده است. او از زیبایی و درخشش یاقوت آن و تأثیرش بر روح و روان خود میگوید. همچنین، شاعر از نقش کردن نام خود بر این نگین به عنوان راهی برای رهایی از ننگ یاد میکند و آن را به مادری تشبیه میکند که همیشه در فراق فرزندش میسوزد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، استفاده از تشبیهات و استعارات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۲ - تعریف انگشتری
بدستم آمده انگشتری که گردیده
ز درد رشگش عیش دهان خوبان تنگ ۱
ز بسکه انگشت از ذوق آن بخود بالید
برون نیاید از دست من بصد نیرنگ ۲
بدست کار حنا می کند ز رنگ نگین
ببین ز پرتو یاقوت پنجه گلرنگ ۳
بدست هر که چراغی ازین نگین دادند
دگر براه طلب پا نمی زند بر سنگ ۴
برین خجسته نگین اسم خویش نقش کنم
چو نام خود را خواهم برآورم از ننگ ۵
چو مادری که جگرگوشه کرده باشد گم
همیشه کان بفراقش بسینه کوبد سنگ ۶
همیشه بینی از آن آب و رنگ یاقوتش
روان ز جدول انگشت آب آتش رنگ ۷
ز درد رشگش عیش دهان خوبان تنگ ۱
ز بسکه انگشت از ذوق آن بخود بالید
برون نیاید از دست من بصد نیرنگ ۲
بدست کار حنا می کند ز رنگ نگین
ببین ز پرتو یاقوت پنجه گلرنگ ۳
بدست هر که چراغی ازین نگین دادند
دگر براه طلب پا نمی زند بر سنگ ۴
برین خجسته نگین اسم خویش نقش کنم
چو نام خود را خواهم برآورم از ننگ ۵
چو مادری که جگرگوشه کرده باشد گم
همیشه کان بفراقش بسینه کوبد سنگ ۶
همیشه بینی از آن آب و رنگ یاقوتش
روان ز جدول انگشت آب آتش رنگ ۷
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۷
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱ - شکوه از ناتوانی اسب
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳ - شکوه از مفارقت دوستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.