هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و ستایشآمیز است که در آن شاعر به زیبایی و جایگاه ویژه معشوق خود اشاره میکند و از عشق و اشتیاق خود به او سخن میگوید. شاعر معشوق را فراتر از توصیف میداند و از تلاشهای خود برای بیان احساساتش میگوید. همچنین، شاعر به رقیب خود هشدار میدهد و ابراز میکند که همیشه دعاگوی معشوق خواهد بود.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک و مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۱۴۹ - چه لطیفست قبا بر تن چون سرو روانت
چه لطیفست قبا بر تن چون سرو روانت
آه اگر چون کمرم دست رسیدی به میانت ۱
در دلم هیچ نیاید مگر اندیشه ی وصلت
تو نه آنی که دگر کس بنشیند به مکانت ۲
گر تو خواهی که یکی را سخن تلخ بگویی
سخن تلخ نباشد چو برآید به دهانت ۳
نه من انگشت نمایم به هواداری رویت
که تو انگشت نمایی و خلایق نگرانت ۴
در اندیشه ببستم قلم وهم شکستم
که تو زیباتر از آنی که کنم وصف و بیانت ۵
سرو را قامت خوبست و قمر را رخ زیبا
تو نه آنی و نه اینی که هم اینست و هم آنت ۶
ای رقیب ار نگشایی در دلبند به رویم
این قدر بازنمایی که دعا گفت فلانت ۷
من همه عمر بر آنم که دعاگوی تو باشم
گر تو باشی که نباشم تن من برخی جانت ۸
سعدیا چاره ثباتست و مدارا و تحمل
من که محتاج تو باشم ببرم بار گرانت ۹
آه اگر چون کمرم دست رسیدی به میانت ۱
در دلم هیچ نیاید مگر اندیشه ی وصلت
تو نه آنی که دگر کس بنشیند به مکانت ۲
گر تو خواهی که یکی را سخن تلخ بگویی
سخن تلخ نباشد چو برآید به دهانت ۳
نه من انگشت نمایم به هواداری رویت
که تو انگشت نمایی و خلایق نگرانت ۴
در اندیشه ببستم قلم وهم شکستم
که تو زیباتر از آنی که کنم وصف و بیانت ۵
سرو را قامت خوبست و قمر را رخ زیبا
تو نه آنی و نه اینی که هم اینست و هم آنت ۶
ای رقیب ار نگشایی در دلبند به رویم
این قدر بازنمایی که دعا گفت فلانت ۷
من همه عمر بر آنم که دعاگوی تو باشم
گر تو باشی که نباشم تن من برخی جانت ۸
سعدیا چاره ثباتست و مدارا و تحمل
من که محتاج تو باشم ببرم بار گرانت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۷۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۸ - چو نیست راه برون آمدن ز میدانت
گوهر بعدی:غزل ۱۵۰ - خوش میروی به تنها تنها فدای جانت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.