هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دل‌بستگی شدید به معشوق سخن می‌گوید. او از بی‌توجهی معشوق شکایت کرده و از عشق بی‌پایان خود می‌گوید. شاعر همچنین به مفاهیمی مانند آزادی، عقل و عشق، و سرنوشت اشاره می‌کند و از زندگی و تجربیات خود می‌گوید.
رده سنی: 16+ این متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.

غزل ۱۵۴ - جان من! جان من فدای تو باد

جان من! جان من فدای تو باد
هیچت از دوستان نیاید یاد ۱

می روی و التفات می‌نکنی
سرو هرگز چنین نرفت آزاد ۲

آفرین خدای بر پدری
که تو پرورد و مادری که تو زاد ۳

بخت نیکت به منتهای امید
برساناد و چشم بد مرساد ۴

تا چه کرد آن که نقش روی تو بست
که در فتنه بر جهان بگشاد ۵

من بگیرم عنان شه روزی
گویم از دست خوبرویان داد ۶

تو بدین چشم مست و پیشانی
دل ما بازپس نخواهی داد ۷

عقل با عشق بر نمی‌آید
جور مزدور می‌برد استاد ۸

آن که هرگز بر آستانه عشق
پای ننهاده بود سر بنهاد ۹

روی در خاک رفت و سر نه عجب
که رود هم در این هوس بر باد ۱۰

مرغ وحشی که می‌رمید از قید
با همه زیرکی به دام افتاد ۱۱

همه از دست غیر ناله کنند
سعدی از دست خویشتن فریاد ۱۲

روی گفتم که در جهان بنهم
گردم از قید بندگی آزاد ۱۳

که نه بیرون پارس منزل هست
شام و رومست و بصره و بغداد ۱۴

دست از دامنم نمی‌دارد
خاک شیراز و آب رکن آباد ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
کانال گوهرین در ایتا
۱۱۱۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۳ - سر تسلیم نهادیم به حکم و رایت
گوهر بعدی:غزل ۱۵۵ - زان گه که بر آن صورت خوبم نظر افتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.