هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر عشق و وفاداری خود را به معشوق بیان میکند و اعلام میدارد که هرگونه رفتار معشوق، چه نوازش و چه قهر، برایش قابل تحمل و حتی مایه قوت روح و روانش است. او از عشق معشوق چنان مستغرق است که از سرزنش دیگران هراسی ندارد و حتی در قیامت نیز سودای معشوق را همراه خود خواهد داشت. شاعر آرزو میکند که معشوق حداقل خیالش را به او هدیه کند تا شبی محرم اسرارش باشد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۱۹۵ - از تو دل برنکنم تا دل و جانم باشد
از تو دل برنکنم تا دل و جانم باشد
میبرم جور تو تا وسع و توانم باشد ۱
گر نوازی چه سعادت به از این خواهم یافت
ور کشی زار چه دولت به از آنم باشد ۲
چون مرا عشق تو از هر چه جهان بازاستد
چه غم از سرزنش هر که جهانم باشد ۳
تیغ قهر ار تو زنی قوت روحم گردد
جام زهر ار تو دهی قوت روانم باشد ۴
در قیامت چو سر از خاک لحد بردارم
گرد سودای تو بر دامن جانم باشد ۵
گر تو را خاطر ما نیست خیالت بفرست
تا شبی محرم اسرار نهانم باشد ۶
هر کسی را ز لبت خشک تمنایی هست
من خود این بخت ندارم که زبانم باشد ۷
جان برافشانم اگر سعدی خویشم خوانی
سر این دارم اگر طالع آنم باشد ۸
میبرم جور تو تا وسع و توانم باشد ۱
گر نوازی چه سعادت به از این خواهم یافت
ور کشی زار چه دولت به از آنم باشد ۲
چون مرا عشق تو از هر چه جهان بازاستد
چه غم از سرزنش هر که جهانم باشد ۳
تیغ قهر ار تو زنی قوت روحم گردد
جام زهر ار تو دهی قوت روانم باشد ۴
در قیامت چو سر از خاک لحد بردارم
گرد سودای تو بر دامن جانم باشد ۵
گر تو را خاطر ما نیست خیالت بفرست
تا شبی محرم اسرار نهانم باشد ۶
هر کسی را ز لبت خشک تمنایی هست
من خود این بخت ندارم که زبانم باشد ۷
جان برافشانم اگر سعدی خویشم خوانی
سر این دارم اگر طالع آنم باشد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۱۰۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۴ - شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد
گوهر بعدی:غزل ۱۹۶ - سر جانان ندارد هر که او را خوف جان باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.