هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به مدح و مرثیهی حضرت عباس (ع)، برادر امام حسین (ع)، میپردازد. شعر به توصیف رشادتها، وفاداری و فداکاری حضرت عباس در واقعهی کربلا اشاره دارد و همچنین غم و اندوه ناشی از شهادت او را بیان میکند. در بخشهایی از شعر، به زیباییهای طبیعت و تشبیه آن به ویژگیهای اخلاقی و ظاهری حضرت عباس پرداخته شده است.
رده سنی:
15+
محتوا شامل مضامین عمیق مذهبی و عاطفی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، توصیفهای مربوط به واقعهی کربلا و شهادت ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شمارهٔ ۱۶ - در مدح حضرت ابوالفضل العبّاس علیه السلام
آن قوی پنجه که آزردن دل ها است فَنَش
الفتی هست نهان با دل غمگین مَنش ۱
جان رسیده به لب از دوری جان بخش لبش
دل به تنگ آمده از حسرت نوشین دهنش ۲
آن که می گفت بود حاصل ایام دمی
گشت زانفاس خوش دوست مُبَرهَن سخنش ۳
هر که دارد چو تو زیبا رخ و نیکو قامت
نیست حاجت به گل گلشن و سرو چمنش ۴
گر به فردوس بَرَندش غم غُربت دارد
نیک بختی که سرو کوی تو باشد وطنش ۵
دوش در طرف چمن بلبل شیدا می گفت
نو بهار آمد و افزود غمم زآمدنش ۶
باغ ماند به صف ماریه لاله و گل
به شهیدان به خون غرقه ی گلگون کفنش ۷
ابر در ماتم سقّای شهیدان گرید
که همه عمر بود دیده ی گریان چو منش ۸
نور حق ماه بنی هاشم، عباس که هست
مهر او شمع و دل جمع محبان لگنش ۹
زور بازوی یدالله، ابوالفضل که هست
چنگ ضرغام قضا پنجه ی دشمن شکنش ۱۰
حامل رایت و میر سپه عشق که داشت
قوت سیل اجل همت بنیاد کنش ۱۱
دستش از تن که بریدند به کف محکم بود
رشته بندگی و مهر امام زمنش ۱۲
گفت در ماتم او شاه شهیدان گریان
دید افتاده چو در معرکه پرخون بدنش ۱۳
شد کنون قطع امید من و پشتم بشکست
بعد از این وای به حال دل و رنج و محنش ۱۴
از خیال تو به شد خواب زچشم من و خفت
آن که از بیم تو بیداری شب بود فنش ۱۵
یادم آمد لب خشکیده و چشمان ترش
جگر سوخته از غم دل خون از حزنش ۱۶
به فرآت آمد تا آب برد سوی خیام
بهر یاران جگر سوخته ی ممتحنش ۱۷
کرد کف زآب پر و برد به نزدیک دهان
بود خشکیده زبان چون زعطش در دهنش ۱۸
جلوه گر گشت لب خشک برادر بر او
تازه شد اندوه دیرینه و رنج کهنش ۱۹
ریخت آب از کف و لب تشنه برون شد زفرات
سخنی گفت که آتش زده در جان سخنش ۲۰
گفت این شرط وفا نیست که من آب خورم
سوخته زاده ی زهرا زعطش جان و تنش ۲۱
ز آن نبردش شه دین سوی شهیدان دگر
که مسیر نشد از معرکه بر داشتنش ۲۲
برگرفتن نتوان پیکر آن کشته زخاک
که نه تن مانده به جا و نه به تن پیرهنش ۲۳
هر که در ماتم عباس بگرید چو «محیط»
هست امید شفاعت زحسین و حسنش ۲۴
الفتی هست نهان با دل غمگین مَنش ۱
جان رسیده به لب از دوری جان بخش لبش
دل به تنگ آمده از حسرت نوشین دهنش ۲
آن که می گفت بود حاصل ایام دمی
گشت زانفاس خوش دوست مُبَرهَن سخنش ۳
هر که دارد چو تو زیبا رخ و نیکو قامت
نیست حاجت به گل گلشن و سرو چمنش ۴
گر به فردوس بَرَندش غم غُربت دارد
نیک بختی که سرو کوی تو باشد وطنش ۵
دوش در طرف چمن بلبل شیدا می گفت
نو بهار آمد و افزود غمم زآمدنش ۶
باغ ماند به صف ماریه لاله و گل
به شهیدان به خون غرقه ی گلگون کفنش ۷
ابر در ماتم سقّای شهیدان گرید
که همه عمر بود دیده ی گریان چو منش ۸
نور حق ماه بنی هاشم، عباس که هست
مهر او شمع و دل جمع محبان لگنش ۹
زور بازوی یدالله، ابوالفضل که هست
چنگ ضرغام قضا پنجه ی دشمن شکنش ۱۰
حامل رایت و میر سپه عشق که داشت
قوت سیل اجل همت بنیاد کنش ۱۱
دستش از تن که بریدند به کف محکم بود
رشته بندگی و مهر امام زمنش ۱۲
گفت در ماتم او شاه شهیدان گریان
دید افتاده چو در معرکه پرخون بدنش ۱۳
شد کنون قطع امید من و پشتم بشکست
بعد از این وای به حال دل و رنج و محنش ۱۴
از خیال تو به شد خواب زچشم من و خفت
آن که از بیم تو بیداری شب بود فنش ۱۵
یادم آمد لب خشکیده و چشمان ترش
جگر سوخته از غم دل خون از حزنش ۱۶
به فرآت آمد تا آب برد سوی خیام
بهر یاران جگر سوخته ی ممتحنش ۱۷
کرد کف زآب پر و برد به نزدیک دهان
بود خشکیده زبان چون زعطش در دهنش ۱۸
جلوه گر گشت لب خشک برادر بر او
تازه شد اندوه دیرینه و رنج کهنش ۱۹
ریخت آب از کف و لب تشنه برون شد زفرات
سخنی گفت که آتش زده در جان سخنش ۲۰
گفت این شرط وفا نیست که من آب خورم
سوخته زاده ی زهرا زعطش جان و تنش ۲۱
ز آن نبردش شه دین سوی شهیدان دگر
که مسیر نشد از معرکه بر داشتنش ۲۲
برگرفتن نتوان پیکر آن کشته زخاک
که نه تن مانده به جا و نه به تن پیرهنش ۲۳
هر که در ماتم عباس بگرید چو «محیط»
هست امید شفاعت زحسین و حسنش ۲۴
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۲۴
۳۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۵ - در منقبت خاتم الاوصیاء حضرت صاحب العصر و الزّمان علیه السلام
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۷ - در مدح حضرت علی بن الحسین الاکبر علیه السلام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.