هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق عمیق شاعر به معشوق (که میتواند معشوق زمینی یا معنوی باشد) است. شاعر خود را تهی از هر چیزی جز عشق معشوق میداند و همه چیز را در او میبیند. او از زاهدانی که او را از عشق منع میکنند، شکایت دارد و معتقد است که عشق معشوق، همه چیز را برایش زیبا میسازد. همچنین، در ابیاتی به ستایش امام علی(ع) پرداخته و عشق خود به ایشان را بیان میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و مذهبی نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد.
شمارهٔ ۲۸ - در منقبت مولای متقیان امیرمؤمنان علیه السلام
تهی زخویشم و سرشار آن چنان از دوست
که گر زپوست برآیم هر آن چه بینی اوست ۱
زمن مپرس بد و نیک وضع عالم را
که هرچه در نظر آید مرا تمام نکوست ۲
نکو است هرچه درآید مرا به پیش نظر
که هیچ پیش نظر نایدم به جز رخ دوست ۳
زعشق روی توام منع می کند زاهد
بیا و روی نگه کن که سخت تر از روست ۴
حدیث دوستی زلف تو روزی زدم و می خواران
چو خوب در نگری داستان سنگ و سبوست ۵
به چنین زلف تو روزی به شوخی دست
گذشت عمری و دستم هنوز غالیه بوست ۶
به چین زلف تو دل رفت و روزگاری شد
خبر ندارم ازو در کدام حلقه ی موست ۷
مرا تلق خاطر به سرو بالایی است
که بنده ی قد او هر چه سرو بر لب جوست ۸
مرا تبی است که هر چیز او بود نیکو
نکوتر از همه این یک بود که نیکو خوست ۹
غلام حلقه بگوشان ان بتم که سپهر
فتاده در خم چوگان قدرتش چون گوست ۱۰
ولی ایزد بی چون علی شه مردان
که مظهر حق و دست و زبان و دیده ی اوست ۱۱
«محیط» ترک ولای علی نخواهد گفت
به جرم عشق اگر بر کنندش از سر پوست ۱۲
که گر زپوست برآیم هر آن چه بینی اوست ۱
زمن مپرس بد و نیک وضع عالم را
که هرچه در نظر آید مرا تمام نکوست ۲
نکو است هرچه درآید مرا به پیش نظر
که هیچ پیش نظر نایدم به جز رخ دوست ۳
زعشق روی توام منع می کند زاهد
بیا و روی نگه کن که سخت تر از روست ۴
حدیث دوستی زلف تو روزی زدم و می خواران
چو خوب در نگری داستان سنگ و سبوست ۵
به چنین زلف تو روزی به شوخی دست
گذشت عمری و دستم هنوز غالیه بوست ۶
به چین زلف تو دل رفت و روزگاری شد
خبر ندارم ازو در کدام حلقه ی موست ۷
مرا تلق خاطر به سرو بالایی است
که بنده ی قد او هر چه سرو بر لب جوست ۸
مرا تبی است که هر چیز او بود نیکو
نکوتر از همه این یک بود که نیکو خوست ۹
غلام حلقه بگوشان ان بتم که سپهر
فتاده در خم چوگان قدرتش چون گوست ۱۰
ولی ایزد بی چون علی شه مردان
که مظهر حق و دست و زبان و دیده ی اوست ۱۱
«محیط» ترک ولای علی نخواهد گفت
به جرم عشق اگر بر کنندش از سر پوست ۱۲
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۱۲
۳۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۷ - و له علیه الرحمه فی التّشبیب و التّحبیب
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۹ - موشح به منقبت شاه ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.