هوش مصنوعی:
این شعر از سعدی بیانگر احساسات عاشقانه و درد فراق است. شاعر از آرزوی دیدار معشوق، یادآوری خاطرات او، و امید به وصال سخن میگوید. او از سختیهای فراق و صبر در راه عشق میگوید و امیدوار است که روزی به وصال معشوق برسد. همچنین، شاعر از بیوفایی زمانه و رنجهایی که در راه عشق متحمل شده است، شکایت میکند.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق و رنجهای عشق ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۲۸۲ - مرا چو آرزوی روی آن نگار آید
مرا چو آرزوی روی آن نگار آید
چو بلبلم هوس نالههای زار آید ۱
میان انجمن از لعل او چو آرم یاد
مرا سرشک چو یاقوت در کنار آید ۲
ز رنگ لاله مرا روی دلبر آید یاد
ز شکل سبزه مرا یاد خط یار آید ۳
گلی به دست من آید چو روی تو هیهات
هزار سال دگر گر چنین بهار آید ۴
خسان خورند بر از باغ وصل او و مرا
ز گلستان جمالش نصیب خار آید ۵
طمع مدار وصالی که بی فراق بود
هرآینه پس هر مستیی خمار آید ۶
مرا زمانه ز یاران به منزلی انداخت
که راضیم به نسیمی کز آن دیار آید ۷
فراق یار به یک بار بیخ صبر بکند
بهار وصل ندانم که کی به بار آید ۸
دلا اگر چه که تلخست بیخ صبر ولی
چو بر امید وصالست خوشگوار آید ۹
پس از تحمل سختی امید وصل مراست
که صبح از شب و تریاک هم ز مار آید ۱۰
ز چرخ عربده جو بس خدنگ تیر جفا
بجست و در دل مردان هوشیار آید ۱۱
چو عمر خوش نفسی گر گذر کنی بر من
مرا همان نفس از عمر در شمار آید ۱۲
بجز غلامی دلدار خویش سعدی را
ز کار و بار جهان گر شهیست عار آید ۱۳
چو بلبلم هوس نالههای زار آید ۱
میان انجمن از لعل او چو آرم یاد
مرا سرشک چو یاقوت در کنار آید ۲
ز رنگ لاله مرا روی دلبر آید یاد
ز شکل سبزه مرا یاد خط یار آید ۳
گلی به دست من آید چو روی تو هیهات
هزار سال دگر گر چنین بهار آید ۴
خسان خورند بر از باغ وصل او و مرا
ز گلستان جمالش نصیب خار آید ۵
طمع مدار وصالی که بی فراق بود
هرآینه پس هر مستیی خمار آید ۶
مرا زمانه ز یاران به منزلی انداخت
که راضیم به نسیمی کز آن دیار آید ۷
فراق یار به یک بار بیخ صبر بکند
بهار وصل ندانم که کی به بار آید ۸
دلا اگر چه که تلخست بیخ صبر ولی
چو بر امید وصالست خوشگوار آید ۹
پس از تحمل سختی امید وصل مراست
که صبح از شب و تریاک هم ز مار آید ۱۰
ز چرخ عربده جو بس خدنگ تیر جفا
بجست و در دل مردان هوشیار آید ۱۱
چو عمر خوش نفسی گر گذر کنی بر من
مرا همان نفس از عمر در شمار آید ۱۲
بجز غلامی دلدار خویش سعدی را
ز کار و بار جهان گر شهیست عار آید ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۷۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۱ - امیدوار چنانم که کار بسته برآید
گوهر بعدی:غزل ۲۸۳ - سرمست اگر درآیی عالم به هم برآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.