هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و تأثیرات عمیق آن بر روح و جان سخن میگوید. او از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند یاد میکند که میتواند جهان را دگرگون کند و وجود انسان را از نیستی به هستی برساند. شاعر همچنین از درد و رنج ناشی از عشق و غم سخن میگوید و بیان میکند که عشق و غم دو روی یک سکهاند و هر دو از یک منبع سرچشمه میگیرند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
غزل ۲۸۳ - سرمست اگر درآیی عالم به هم برآید
سرمست اگر درآیی عالم به هم برآید
خاک وجود ما را گرد از عدم برآید ۱
گر پرتوی ز رویت در کنج خاطر افتد
خلوت نشین جان را آه از حرم برآید ۲
گلدسته امیدی بر جان عاشقان نه
تا ره روان غم را خار از قدم برآید ۳
گفتی به کام روزی با تو دمی برآرم
آن کام برنیامد ترسم که دم برآید ۴
عاشق بگشتم ار چه دانسته بودم اول
کز تخم عشقبازی شاخ ندم برآید ۵
گویند دوستانم سودا و ناله تا کی
سودا ز عشق خیزد ناله ز غم برآید ۶
دل رفت و صبر و دانش ما ماندهایم و جانی
ور زان که غم غم توست آن نیز هم برآید ۷
هر دم ز سوز عشقت سعدی چنان بنالد
کز شعر سوزناکش دود از قلم برآید ۸
خاک وجود ما را گرد از عدم برآید ۱
گر پرتوی ز رویت در کنج خاطر افتد
خلوت نشین جان را آه از حرم برآید ۲
گلدسته امیدی بر جان عاشقان نه
تا ره روان غم را خار از قدم برآید ۳
گفتی به کام روزی با تو دمی برآرم
آن کام برنیامد ترسم که دم برآید ۴
عاشق بگشتم ار چه دانسته بودم اول
کز تخم عشقبازی شاخ ندم برآید ۵
گویند دوستانم سودا و ناله تا کی
سودا ز عشق خیزد ناله ز غم برآید ۶
دل رفت و صبر و دانش ما ماندهایم و جانی
ور زان که غم غم توست آن نیز هم برآید ۷
هر دم ز سوز عشقت سعدی چنان بنالد
کز شعر سوزناکش دود از قلم برآید ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۷۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۲ - مرا چو آرزوی روی آن نگار آید
گوهر بعدی:غزل ۲۸۴ - به کوی لاله رخان هر که عشقباز آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.