هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی سخن میگوید. او از وفاداری و صبر در عشق، بیتوجهی به دنیا و دیگران، و تحمل سختیها در راه معشوق صحبت میکند. شاعر همچنین به ناپایداری دنیا و پایداری عشق اشاره میکند و از رنجهای عشق و جدایی میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و جدایی نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۳۳۲ - هر که سودای تو دارد چه غم از هر که جهانش
هر که سودای تو دارد چه غم از هر که جهانش
نگران تو چه اندیشه و بیم از دگرانش ۱
آن پی مهر تو گیرد که نگیرد پی خویشش
وان سر وصل تو دارد که ندارد غم جانش ۲
هر که از یار تحمل نکند یار مگویش
وان که در عشق ملامت نکشد مرد مخوانش ۳
چون دل از دست به درشد مثل کره توسن
نتوان باز گرفتن به همه شهر عنانش ۴
به جفایی و قفایی نرود عاشق صادق
مژه بر هم نزند گر بزنی تیر و سنانش ۵
خفته خاک لحد را که تو ناگه به سر آیی
عجب ار باز نیاید به تن مرده روانش ۶
شرم دارد چمن از قامت زیبای بلندت
که همه عمر نبودهست چنین سرو روانش ۷
گفتم از ورطه عشقت به صبوری به درآیم
باز میبینم و دریا نه پدید است کرانش ۸
عهد ما با تو نه عهدی که تغیر بپذیرد
بوستانیست که هرگز نزند باد خزانش ۹
چه گنه کردم و دیدی که تعلق ببریدی
بنده بی جرم و خطایی نه صواب است مرانش ۱۰
نرسد ناله سعدی به کسی در همه عالم
که نه تصدیق کند کز سر دردیست فغانش ۱۱
گر فلاطون به حکیمی مرض عشق بپوشد
عاقبت پرده برافتد ز سر راز نهانش ۱۲
نگران تو چه اندیشه و بیم از دگرانش ۱
آن پی مهر تو گیرد که نگیرد پی خویشش
وان سر وصل تو دارد که ندارد غم جانش ۲
هر که از یار تحمل نکند یار مگویش
وان که در عشق ملامت نکشد مرد مخوانش ۳
چون دل از دست به درشد مثل کره توسن
نتوان باز گرفتن به همه شهر عنانش ۴
به جفایی و قفایی نرود عاشق صادق
مژه بر هم نزند گر بزنی تیر و سنانش ۵
خفته خاک لحد را که تو ناگه به سر آیی
عجب ار باز نیاید به تن مرده روانش ۶
شرم دارد چمن از قامت زیبای بلندت
که همه عمر نبودهست چنین سرو روانش ۷
گفتم از ورطه عشقت به صبوری به درآیم
باز میبینم و دریا نه پدید است کرانش ۸
عهد ما با تو نه عهدی که تغیر بپذیرد
بوستانیست که هرگز نزند باد خزانش ۹
چه گنه کردم و دیدی که تعلق ببریدی
بنده بی جرم و خطایی نه صواب است مرانش ۱۰
نرسد ناله سعدی به کسی در همه عالم
که نه تصدیق کند کز سر دردیست فغانش ۱۱
گر فلاطون به حکیمی مرض عشق بپوشد
عاقبت پرده برافتد ز سر راز نهانش ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۹۱۱
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۱ - هر که هست التفات بر جانش
گوهر بعدی:غزل ۳۳۳ - خطا کردی به قول دشمنان گوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.