هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردها و رنجهای خود سخن میگوید و از بیکسی و تنهایی خود شکایت دارد. او از غمهای پنهان، گریهها و آههایش میگوید و نگران آیندهای است که در آن کسی حال زارش را درک نخواهد کرد. همچنین، از حسادت رقیبان و تهمتهای دیگران نیز ابراز نگرانی میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ، حسادت و تنهایی نیاز به درک بالاتری از زندگی و احساسات دارند.
شماره ۲۹۳ - تو گر زارم کشی غمخوار جان من که خواهد شد
تو گر زارم کشی غمخوار جان من که خواهد شد
که خواهد خواست خونم، مهربان من که خواهد شد ۱
مگر خواب اجل گیرد شب هجر توام ورنه
حریف گریه و آه و فغان من که خواهد شد ۲
مرا رشک رقیبان می کشد امشب نمی دانم
که فردا تهمت آلود کسان من که خواهد شد ۳
بسوزیدم که چون در پای دارم کشته اندازند
امانت دار مشتی استخوان من که خواهد شد ۴
که خواهد گفت حال زار من با آن پری یا رب
درین شب آگه از درد نهان من که خواهد شد ۵
شب آمد از کجا جویم فغانی یار همدردی
به آه و ناله دیگر همزبان من که خواهد شد ۶
که خواهد خواست خونم، مهربان من که خواهد شد ۱
مگر خواب اجل گیرد شب هجر توام ورنه
حریف گریه و آه و فغان من که خواهد شد ۲
مرا رشک رقیبان می کشد امشب نمی دانم
که فردا تهمت آلود کسان من که خواهد شد ۳
بسوزیدم که چون در پای دارم کشته اندازند
امانت دار مشتی استخوان من که خواهد شد ۴
که خواهد گفت حال زار من با آن پری یا رب
درین شب آگه از درد نهان من که خواهد شد ۵
شب آمد از کجا جویم فغانی یار همدردی
به آه و ناله دیگر همزبان من که خواهد شد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۲ - دلم که همره آن مه چو ابر چست شود
گوهر بعدی:شماره ۲۹۴ - تا چند بافسون جهان بند توان بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.