هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر با تشبیه خود به شمع، از عشق و رنجهای ناشی از آن میگوید. او از سوختن در آتش عشق، پنهان کردن دردها، و اشکهای بیپایان خود سخن میگوید. همچنین، اشارهای به دور کردن چشم بد و حفظ پاکی دل دارد. این شعر پر از تصاویر شاعرانه و احساسات عمیق است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و اشک ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۳۶۳ - میگدازم دیده تا یکروزه موجودم چو شمع
میگدازم دیده تا یکروزه موجودم چو شمع
می رسد بر اوج گردون هر نفس دودم چو شمع ۱
دیده ی اختر شمارم شهرت نیسان گرفت
بسکه بر هر نوک مژگان گوهر آمودم چو شمع ۲
گرچه نقد هستیم در آتش عشق تو سوخت
اندکی هم در صفای فطرت افزودم چو شمع ۳
چون سپند از گرد مجلس دور کردم چشم بد
خوابگاهت را بدود دل نیالودم چو شمع ۴
داشتم داغ ترا در سینه چون مجمر نهان
راز پنهان را نقاب از چهره نگشودم چو شمع ۵
اشک گوهر زایم از خوناب دل شد لعل سان
بسکه هر دم آستین بر چشم تر سودم چو شمع ۶
از دم گرم فغانی دود آهم در گرفت
گرچه در راه محبت باد پیمودم چو شمع ۷
می رسد بر اوج گردون هر نفس دودم چو شمع ۱
دیده ی اختر شمارم شهرت نیسان گرفت
بسکه بر هر نوک مژگان گوهر آمودم چو شمع ۲
گرچه نقد هستیم در آتش عشق تو سوخت
اندکی هم در صفای فطرت افزودم چو شمع ۳
چون سپند از گرد مجلس دور کردم چشم بد
خوابگاهت را بدود دل نیالودم چو شمع ۴
داشتم داغ ترا در سینه چون مجمر نهان
راز پنهان را نقاب از چهره نگشودم چو شمع ۵
اشک گوهر زایم از خوناب دل شد لعل سان
بسکه هر دم آستین بر چشم تر سودم چو شمع ۶
از دم گرم فغانی دود آهم در گرفت
گرچه در راه محبت باد پیمودم چو شمع ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۲ - تا بکی خندیدن و دل گرمی افزودن چو شمع
گوهر بعدی:شماره ۳۶۴ - مرا که تیره شد از کثرت گناه چراغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.