هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از عشق بیپایان خود سخن میگوید و از اینکه این عشق تمام وجودش را فرا گرفته است، ابراز میکند. او از دوری معشوق رنج میبرد و آرزو میکند که معشوق به او توجه کند. شاعر همچنین از گذر عمر و ناتوانی در رسیدن به معشوق اظهار ناراحتی میکند.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۴۱۷ - سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم
سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم
رنگ رخساره خبر میدهد از حال نهانم ۱
گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم
بازگویم که عیان است چه حاجت به بیانم ۲
هیچم از دنیی و عقبی نبرد گوشه خاطر
که به دیدار تو شغل است و فراغ از دو جهانم ۳
گر چنان است که روی من مسکین گدا را
به در غیر ببینی ز در خویش برانم ۴
من در اندیشه آنم که روان بر تو فشانم
نه در اندیشه که خود را ز کمندت برهانم ۵
گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کن
که به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم ۶
نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت
دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم ۷
من همان روز بگفتم که طریق تو گرفتم
که به جانان نرسم تا نرسد کار به جانم ۸
درم از دیده چکان است به یاد لب لعلت
نگهی باز به من کن که بسی در بچکانم ۹
سخن از نیمه بریدم که نگه کردم و دیدم
که به پایان رسدم عمر و به پایان نرسانم ۱۰
رنگ رخساره خبر میدهد از حال نهانم ۱
گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم
بازگویم که عیان است چه حاجت به بیانم ۲
هیچم از دنیی و عقبی نبرد گوشه خاطر
که به دیدار تو شغل است و فراغ از دو جهانم ۳
گر چنان است که روی من مسکین گدا را
به در غیر ببینی ز در خویش برانم ۴
من در اندیشه آنم که روان بر تو فشانم
نه در اندیشه که خود را ز کمندت برهانم ۵
گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کن
که به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم ۶
نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت
دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم ۷
من همان روز بگفتم که طریق تو گرفتم
که به جانان نرسم تا نرسد کار به جانم ۸
درم از دیده چکان است به یاد لب لعلت
نگهی باز به من کن که بسی در بچکانم ۹
سخن از نیمه بریدم که نگه کردم و دیدم
که به پایان رسدم عمر و به پایان نرسانم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۹۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۶ - بس که در منظر تو حیرانم
گوهر بعدی:غزل ۴۱۸ - گر دست دهد هزار جانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.