هوش مصنوعی: این شعر از سعدی بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و درد فراق است. شاعر از شکستن پیمان عشق و رنج ناشی از آن سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که حتی در تنهایی و غم، بازگشت به عشق گذشته ممکن نیست. او از صبر در برابر تنهایی و وفاداری به عشق سخن می‌گوید، حتی اگر این عشق با رنج همراه باشد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد.

غزل ۴۵۹ - نبایستی هم اول مهر بستن

نبایستی هم اول مهر بستن
چو در دل داشتی پیمان شکستن ۱

به ناز وصل پروردن یکی را
خطا کردی به تیغ هجر خستن ۲

دگربار از پری رویان جماش
نمی‌باید وفای عهد جستن ۳

اگر کنجی به دست آرم دگر بار
منم زین نوبت و تنها نشستن ۴

ولیکن صبر تنهایی محال است
که نتوان در به روی دوست بستن ۵

همی‌گویم بگریم در غمت زار
دگر گویم بخندی بر گرستن ۶

گر آزادم کنی ور بنده خوانی
مرا زین قید ممکن نیست جستن ۷

گرم دشمن شوی ور دوست گیری
نخواهم دستت از دامن گسستن ۸

قیاس آن است سعدی کز کمندش
به جان دادن توانی باز رستن ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۶۸۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۵۸ - گر متصور شدی با تو در آمیختن
گوهر بعدی:غزل ۴۶۰ - خلاف دوستی کردن به ترک دوستان گفتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.