هوش مصنوعی: شاعر در این متن به بیان درد و رنج عشق و فراق می‌پردازد. او از معشوق خود می‌خواهد که به او رحم کند و راهی برای وصل نشان دهد. شاعر از ناله‌های بی‌اثر، دل سوخته و اشک‌های خونین خود می‌گوید و اظهار می‌کند که جز درگاه معشوق، پناهی ندارد. در پایان، او آرزوی رهایی از بندهای دنیوی و رسیدن به وصال معشوق را دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۳۶ - کیست که مژده آورد زان مه نوسفر مرا

کیست که مژده آورد زان مه نوسفر مرا
یا که خبر بیاورد زان دل در به در مرا ۱

تا که ز مصر مرحمت رحم به چون منی کن
همره کاروان کند پیرهن پسر مرا ۲

تا که شده است مشتعل تازه بهارم الحذر
یا به خطر گذار دل یا بنشان شرر مرا ۳

مردم چشم تو به خون غوطه ورند منع کن
تا نخورند بعد از این خون دل و جگر مرا ۴

چند به خون کشانیم چند ز در برانیم
جز سر کویت ای صنم نیست ره دگر مرا ۵

شرم مکن ز پاسبان با سگ آستان بگو
تنگ نبود جا بر او راند چرا ز در مرا ۶

نامه نوشته‌ام ز خون مُهر ز دیده کرده‌ام
تا که به سوی او برد نامه مختصر مرا ۷

گفتم سیر بینمت گر برسم به وصل تو
نرگس فتنه جوی تو بسته ره نظر مرا ۸

سوخت ز برقی انجمن آه دل فکار من
در تو اثر نمی‌کند ناله بی اثر مرا ۹

آشفته دوش طره‌اش بود به خواب در کفم
گر اثری کند شود پرچمی از ظفر مرا ۱۰

تا ببرم سوی نجف از سر شوق با شعف
رحم بیار و باز کن بند ز بال و پر مرا ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۵ - ای رفته و نشناخته قدر دل ما را
گوهر بعدی:شماره ۳۷ - که بر زلف سنبل زد این تاب‌ها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.