هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عشق، ندامت، و جستجوی معنا سخن میگوید. در آن از نمادهایی مانند خضر، موسی، لیلی و مجنون، و صحبتهای ابدی تا روز قیامت استفاده شده است. شاعر با تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، احساسات عمیق انسانی و مفاهیم معنوی را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از استعارهها و نمادها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۸۸ - از سر کوی تو هر کو بسلامت میرفت
از سر کوی تو هر کو بسلامت میرفت
خود به پیش و زپیش خیل ملامت میرفت ۱
خضر از میکده چون رفت پی آب حیات
دردهان کرده سر انگشت ندامت میرفت ۲
ماند پا در گل و یک جوی سرشکش بکنار
سرو چون دید که با آن قد و قامت میرفت ۳
خون مردم همه آن چشم سیه ریخت ولی
بوسه آن لب شیرین بغرامت میرفت ۴
یک فروغ از خم می تافت بطور سینا
موسی آنجا زپی کسب کرامت میرفت ۵
همه آفاق بود پر زنشان لیلی
از چه مجنون پی آثار و علامت میرفت ۶
اختر سعد می و بیت و شرف جام بلور
زاهد از دیدنش از بیم شئامت میرفت ۷
شکوه زلف وی و شام فراق آشفته
صحبتی بود که تا روز قیامت میرفت ۸
هیچ مشکل نگشاید زمسک تا بسماک
این سخنها بسر انگشت امامت میرفت ۹
خود به پیش و زپیش خیل ملامت میرفت ۱
خضر از میکده چون رفت پی آب حیات
دردهان کرده سر انگشت ندامت میرفت ۲
ماند پا در گل و یک جوی سرشکش بکنار
سرو چون دید که با آن قد و قامت میرفت ۳
خون مردم همه آن چشم سیه ریخت ولی
بوسه آن لب شیرین بغرامت میرفت ۴
یک فروغ از خم می تافت بطور سینا
موسی آنجا زپی کسب کرامت میرفت ۵
همه آفاق بود پر زنشان لیلی
از چه مجنون پی آثار و علامت میرفت ۶
اختر سعد می و بیت و شرف جام بلور
زاهد از دیدنش از بیم شئامت میرفت ۷
شکوه زلف وی و شام فراق آشفته
صحبتی بود که تا روز قیامت میرفت ۸
هیچ مشکل نگشاید زمسک تا بسماک
این سخنها بسر انگشت امامت میرفت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۷ - ساقیا خیز که یک نیمه زشعبان بگذشت
گوهر بعدی:شماره ۲۸۹ - ای دل بسینه میطپی این اضطراب چیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.