هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه از حافظ، بیانگر عشق عمیق به معشوق و وابستگی به اوست. شاعر از زیبایی معشوق، وفاداری به او، و بی‌معنایی زندگی بدون او سخن می‌گوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند تسلیم در برابر اراده الهی و نیاز به رهایی از رنج‌های دنیوی دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری برای تفسیر داشته باشند.

شماره ۳۶۲ - شمعی چو تو میباید تا بزم بیاراید

شمعی چو تو میباید تا بزم بیاراید
شاید نبود گر شمع بیدوست نمی شاید ۱

جز ماه رخت کآورد خال سیه هندو
هرگز نشنیدم ماه هندو بچه ای زاید ۲

آئینه بکف دارد نه بهر خود آرائیست
خواهد دل خود از کف بیشایبه برباید ۳

گر خواند و گر راند ور خود کشد و بخشد
سر بر خط فرمانم تا حکم چه فرماید ۴

آنرا که سر انگشتان از خون شهان آلست
از خون من درویش کی پنجه بیالاید ۵

هر جا که بود دلبر ما راست بهشت و حور
بیدوست بهشت و حور ما را بچه کار آید ۶

مجنون نکند میلی دیگر برخ لیلی
بی پرده بحی یارم رخساره چو بنماید ۷

صیدی چو کشد صیاد ناچار بر او بخشد
فریاد که ترک ما بر کشته نبخشاید ۸

ای خضر خدایت داد چون آب بقا در دست
یکجرعه بمسکینان کاین عمر نمی پاید ۹

اسرار می و مستی آشفته زمستان پرس
مستانه بیا کاین جا هشیار نمیباید ۱۰

دارم بدل ایساقی بس عقده لاینحل
جز دست علی یا رب این عقده که بگشاید ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۶۱ - ماراست دوست یک دو جهان جمله دشمنند
گوهر بعدی:شماره ۳۶۳ - آئی چو در قیامت محشر بهم برآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.