جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۰۳۴ - من راز غم عشق تو گفتن نتوانم
من راز غم عشق تو گفتن نتوانم نهج البلاغه : حکمت ها
پرهیز از سؤال بیهوده
وَ قَالَ عليهالسلام لاَ تَسْأَلْ عَمَّا لاَ يَكُونُ فَفِي اَلَّذِي قَدْ كَانَ لَكَ شُغُلٌ نهج البلاغه : حکمت ها
نکوهش بخل
وَ قَالَ عليهالسلام اَلْبُخْلُ جَامِعٌ لِمَسَاوِئِ اَلْعُيُوبِ وَ هُوَ زِمَامٌ يُقَادُ بِهِ إِلَى كُلِّ سُوءٍ نهج البلاغه : حکمت ها
علل انحراف خوارج
وَ قَالَ عليهالسلام وَ قَدْ مَرَّ بِقَتْلَى اَلْخَوَارِجِ يَوْمَ اَلنَّهْرَوَانِ بُؤْساً لَكُمْ لَقَدْ ضَرَّكُمْ مَنْ غَرَّكُمْ فَقِيلَ لَهُ مَنْ غَرَّهُمْ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ آرایه های ادبی : آرایه های لفظی
سجع
آوردن کلماتی در پایان جمله های نثر که در وزن یا حرف آخر یا هر دو (وزن و حرف آخر) با هم یکسان باشد. نکته 1: سجع در کلامی دیده می شود که حداقل دو جمله باشد یا دو قسمت باشد. نکته 2: سجع باعث آهنگین شدن نثر می شود به گونه ای که دو یا چند جمله را هماهنگ سازد. نکته 3: سجع در نثر حکم فافیه در شعر را دارد. نکته 4: اگر در پایان جمله ها کلمات تکراری وجود داشته باشد، سجع پیش از آن می آید. مثال: الهی اگر بهشت چون چشم و چراغ است بی دیدار تــو درد و داغ اســت نکته 5: گاهی در جملات سجع ممکن است افعال به قرینه ی لفظی یا معنوی حذف شوند. مثال 1: منت خدای را عـزوجل که طاعتـش موجب قـربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. (فعل «است» به قرینه ی لفظی حذف شده است) مثال 2: خـلاف راه صواب است و نقض رای اولـوالالباب «است» (حذف لفظی ) ذوالفقـار علی در نیام (باشد) و زبان سعدی در کام «باشد» (حذف معنوی). توضیح: فعل «باشد» در دو جمله ی پایانی به قرینه ی معنوی حذف شده است. توجه: به نثر مسجع، نثر آهنگین نیز می گویند. انواع سجع الف) سجع متوازن: آن است که کلمات سجع فقط در وزن اشتراک داشته دارند. مثال: ملک بی دین باطل است و دین بی ملک ضایع. توضیح: هر دو کلمه دارای هجای بلند می باشند لذا هم وزن اند. مثال: طالب علم عزیز است و طالب مال ذلیل. توضیح: دو کلمه ی «عزیز» و «ذلیل» دارای دو هجا، یکی کوتاه و یکی کشیده هستند. لذا در وزن یکسانند. ب) سجع مطرف: آن است که کلمات سجع فقط در حرف یا حروف پایانی با هم اشتراک دارند. مثال: محبت را غایت نیست از بهر آنکه محبوب را نهایت نیست. توضیح: کلمه «غایت» دارای دو هجا و کلمه «نهایت» دارای سه هجا می باشد پس دو کلمه هم وزن نیستند بلکه فقط در حرف آخر مشترک اند. ج) سجع متوازی: به سجعی گفته می شود که کلمات سجع هم در حرف پایانی و هم در وزن یکسان می باشند. مثال: باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده. نمونه هایی از آثار مسجع: اوّلین بار سجع در مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری (قرن پنجم) به کار گرفته شد و بعدها سعدی در «گلستان»، جامی در «بهارستان» ، نصرالله منشی در «کلیله و دمنه» آن را به حد کمال خود رساندند. و در ادامه کسانی چون قائم مقام فراهانی در «منشئأت» و قاآنی در کتاب «پریشان» از آنها پیروی کردند. نهج البلاغه : حکمت ها
ارزش علم و عالم
وَ قَالَ عليهالسلام إِذَا أَرْذَلَ اَللَّهُ عَبْداً حَظَرَ عَلَيْهِ اَلْعِلْمَ نهج البلاغه : حکمت ها
پرهيز از اندوه برای روزی
وَ قَالَ عليهالسلام يَا اِبْنَ آدَمَ اَلرِّزْقُ رِزْقَانِ رِزْقٌ تَطْلُبُهُ وَ رِزْقٌ يَطْلُبُكَ فَإِنْ لَمْ تَأْتِهِ أَتَاكَ نهج البلاغه : نامه ها
نامه به فرمانداران در جبران خسارت عبور لشکریان از شهرها
و من كتاب له عليهالسلام إلى العمال الذين يطأ الجيش عملهم نهج البلاغه : حکمت ها
آمادگی برای آخرت
وَ قَالَ عليهالسلام مَنْ تَذَكَّرَ بُعْدَ اَلسَّفَرِ اِسْتَعَدَّ نهج البلاغه : حکمت ها
رابطه عقل و گفتار
و قد روي عنه عليهالسلام هذا المعنى بلفظ آخر و هو قوله قَلْبُ اَلْأَحْمَقِ فِي فِيهِ وَ لِسَانُ اَلْعَاقِلِ فِي قَلْبِهِ و معناهما واحد نهج البلاغه : حکمت ها
ارزش شفاعت
وَ قَالَ عليهالسلام اَلشَّفِيعُ جَنَاحُ اَلطَّالِبِ نهج البلاغه : حکمت ها
گشایش بعد از سختی
وَ قَالَ عليهالسلام عِنْدَ تَنَاهِي اَلشِّدَّةِ تَكُونُ اَلْفَرْجَةُ وَ عِنْدَ تَضَايُقِ حَلَقِ اَلْبَلاَءِ يَكُونُ اَلرَّخَاءُ نهج البلاغه : حکمت ها
تناسب امداد الهى با نياز انسان
وَ قَالَ عليهالسلام تَنْزِلُ اَلْمَعُونَةُ عَلَى قَدْرِ اَلْمَئُونَةِ نهج البلاغه : حکمت ها
شناخت دوستان و دشمنان
وَ قَالَ عليهالسلام أَصْدِقَاؤُكَ ثَلاَثَةٌ وَ أَعْدَاؤُكَ ثَلاَثَةٌ فَأَصْدِقَاؤُكَ صَدِيقُكَ وَ صَدِيقُ صَدِيقِكَ وَ عَدُوُّ عَدُوِّكَ وَ أَعْدَاؤُكَ عَدُوُّكَ وَ عَدُوُّ صَدِيقِكَ وَ صَدِيقُ عَدُوِّكَ نهج البلاغه : حکمت ها
ارزش حكمت
وَ قَالَ عليهالسلام اَلْحِكْمَةُ ضَالَّةُ اَلْمُؤْمِنِ فَخُذِ اَلْحِكْمَةَ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ اَلنِّفَاقِ عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۲۰۹ - روی در زیر زلف پنهان کرد
روی در زیر زلف پنهان کرد سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۶ - مُلک از خردمندان جمال گیرد و دین از پرهیزگاران کمال یابد
مُلک از خردمندان جمال گیرد و دین از پرهیزگاران کمال یابد. پادشاهان به صحبت خردمندان از آن محتاجترند که خردمندان به قربت پادشاهان. نهج البلاغه : نامه ها
به معاویه در بیان عوامل هلاکت دین و دنیا
و من كتاب له عليهالسلام إلى معاوية فَإِنَّ اَلْبَغْيَ وَ اَلزُّورَ يُوتِغَانِ اَلْمَرْءَ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ وَ يُبْدِيَانِ خَلَلَهُ عِنْدَ مَنْ يَعِيبُهُ وَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّكَ غَيْرُ مُدْرِكٍ مَا قُضِيَ فَوَاتُهُ وَ قَدْ رَامَ أَقْوَامٌ أَمْراً بِغَيْرِ اَلْحَقِّ فَتَأَلَّوْا عَلَى اَللَّهِ فَأَكْذَبَهُمْ نهج البلاغه : حکمت ها
زیان برخی از ضد ارزشها
وَ قَالَ عليهالسلام مَنْ أَصْبَحَ عَلَى اَلدُّنْيَا حَزِيناً فَقَدْ أَصْبَحَ لِقَضَاءِ اَللَّهِ سَاخِطاً مولوی : رباعیات
رباعی ۱۸۲۷ - جان روز چو مار است به شب چون ماهی
جان روز چو مار است به شب چون ماهی
شماره ۱۰۳۴ - من راز غم عشق تو گفتن نتوانم
من راز غم عشق تو گفتن نتوانم نهج البلاغه : حکمت ها
پرهیز از سؤال بیهوده
وَ قَالَ عليهالسلام لاَ تَسْأَلْ عَمَّا لاَ يَكُونُ فَفِي اَلَّذِي قَدْ كَانَ لَكَ شُغُلٌ نهج البلاغه : حکمت ها
نکوهش بخل
وَ قَالَ عليهالسلام اَلْبُخْلُ جَامِعٌ لِمَسَاوِئِ اَلْعُيُوبِ وَ هُوَ زِمَامٌ يُقَادُ بِهِ إِلَى كُلِّ سُوءٍ نهج البلاغه : حکمت ها
علل انحراف خوارج
وَ قَالَ عليهالسلام وَ قَدْ مَرَّ بِقَتْلَى اَلْخَوَارِجِ يَوْمَ اَلنَّهْرَوَانِ بُؤْساً لَكُمْ لَقَدْ ضَرَّكُمْ مَنْ غَرَّكُمْ فَقِيلَ لَهُ مَنْ غَرَّهُمْ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ آرایه های ادبی : آرایه های لفظی
سجع
آوردن کلماتی در پایان جمله های نثر که در وزن یا حرف آخر یا هر دو (وزن و حرف آخر) با هم یکسان باشد. نکته 1: سجع در کلامی دیده می شود که حداقل دو جمله باشد یا دو قسمت باشد. نکته 2: سجع باعث آهنگین شدن نثر می شود به گونه ای که دو یا چند جمله را هماهنگ سازد. نکته 3: سجع در نثر حکم فافیه در شعر را دارد. نکته 4: اگر در پایان جمله ها کلمات تکراری وجود داشته باشد، سجع پیش از آن می آید. مثال: الهی اگر بهشت چون چشم و چراغ است بی دیدار تــو درد و داغ اســت نکته 5: گاهی در جملات سجع ممکن است افعال به قرینه ی لفظی یا معنوی حذف شوند. مثال 1: منت خدای را عـزوجل که طاعتـش موجب قـربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. (فعل «است» به قرینه ی لفظی حذف شده است) مثال 2: خـلاف راه صواب است و نقض رای اولـوالالباب «است» (حذف لفظی ) ذوالفقـار علی در نیام (باشد) و زبان سعدی در کام «باشد» (حذف معنوی). توضیح: فعل «باشد» در دو جمله ی پایانی به قرینه ی معنوی حذف شده است. توجه: به نثر مسجع، نثر آهنگین نیز می گویند. انواع سجع الف) سجع متوازن: آن است که کلمات سجع فقط در وزن اشتراک داشته دارند. مثال: ملک بی دین باطل است و دین بی ملک ضایع. توضیح: هر دو کلمه دارای هجای بلند می باشند لذا هم وزن اند. مثال: طالب علم عزیز است و طالب مال ذلیل. توضیح: دو کلمه ی «عزیز» و «ذلیل» دارای دو هجا، یکی کوتاه و یکی کشیده هستند. لذا در وزن یکسانند. ب) سجع مطرف: آن است که کلمات سجع فقط در حرف یا حروف پایانی با هم اشتراک دارند. مثال: محبت را غایت نیست از بهر آنکه محبوب را نهایت نیست. توضیح: کلمه «غایت» دارای دو هجا و کلمه «نهایت» دارای سه هجا می باشد پس دو کلمه هم وزن نیستند بلکه فقط در حرف آخر مشترک اند. ج) سجع متوازی: به سجعی گفته می شود که کلمات سجع هم در حرف پایانی و هم در وزن یکسان می باشند. مثال: باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده. نمونه هایی از آثار مسجع: اوّلین بار سجع در مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری (قرن پنجم) به کار گرفته شد و بعدها سعدی در «گلستان»، جامی در «بهارستان» ، نصرالله منشی در «کلیله و دمنه» آن را به حد کمال خود رساندند. و در ادامه کسانی چون قائم مقام فراهانی در «منشئأت» و قاآنی در کتاب «پریشان» از آنها پیروی کردند. نهج البلاغه : حکمت ها
ارزش علم و عالم
وَ قَالَ عليهالسلام إِذَا أَرْذَلَ اَللَّهُ عَبْداً حَظَرَ عَلَيْهِ اَلْعِلْمَ نهج البلاغه : حکمت ها
پرهيز از اندوه برای روزی
وَ قَالَ عليهالسلام يَا اِبْنَ آدَمَ اَلرِّزْقُ رِزْقَانِ رِزْقٌ تَطْلُبُهُ وَ رِزْقٌ يَطْلُبُكَ فَإِنْ لَمْ تَأْتِهِ أَتَاكَ نهج البلاغه : نامه ها
نامه به فرمانداران در جبران خسارت عبور لشکریان از شهرها
و من كتاب له عليهالسلام إلى العمال الذين يطأ الجيش عملهم نهج البلاغه : حکمت ها
آمادگی برای آخرت
وَ قَالَ عليهالسلام مَنْ تَذَكَّرَ بُعْدَ اَلسَّفَرِ اِسْتَعَدَّ نهج البلاغه : حکمت ها
رابطه عقل و گفتار
و قد روي عنه عليهالسلام هذا المعنى بلفظ آخر و هو قوله قَلْبُ اَلْأَحْمَقِ فِي فِيهِ وَ لِسَانُ اَلْعَاقِلِ فِي قَلْبِهِ و معناهما واحد نهج البلاغه : حکمت ها
ارزش شفاعت
وَ قَالَ عليهالسلام اَلشَّفِيعُ جَنَاحُ اَلطَّالِبِ نهج البلاغه : حکمت ها
گشایش بعد از سختی
وَ قَالَ عليهالسلام عِنْدَ تَنَاهِي اَلشِّدَّةِ تَكُونُ اَلْفَرْجَةُ وَ عِنْدَ تَضَايُقِ حَلَقِ اَلْبَلاَءِ يَكُونُ اَلرَّخَاءُ نهج البلاغه : حکمت ها
تناسب امداد الهى با نياز انسان
وَ قَالَ عليهالسلام تَنْزِلُ اَلْمَعُونَةُ عَلَى قَدْرِ اَلْمَئُونَةِ نهج البلاغه : حکمت ها
شناخت دوستان و دشمنان
وَ قَالَ عليهالسلام أَصْدِقَاؤُكَ ثَلاَثَةٌ وَ أَعْدَاؤُكَ ثَلاَثَةٌ فَأَصْدِقَاؤُكَ صَدِيقُكَ وَ صَدِيقُ صَدِيقِكَ وَ عَدُوُّ عَدُوِّكَ وَ أَعْدَاؤُكَ عَدُوُّكَ وَ عَدُوُّ صَدِيقِكَ وَ صَدِيقُ عَدُوِّكَ نهج البلاغه : حکمت ها
ارزش حكمت
وَ قَالَ عليهالسلام اَلْحِكْمَةُ ضَالَّةُ اَلْمُؤْمِنِ فَخُذِ اَلْحِكْمَةَ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ اَلنِّفَاقِ عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۲۰۹ - روی در زیر زلف پنهان کرد
روی در زیر زلف پنهان کرد سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۶ - مُلک از خردمندان جمال گیرد و دین از پرهیزگاران کمال یابد
مُلک از خردمندان جمال گیرد و دین از پرهیزگاران کمال یابد. پادشاهان به صحبت خردمندان از آن محتاجترند که خردمندان به قربت پادشاهان. نهج البلاغه : نامه ها
به معاویه در بیان عوامل هلاکت دین و دنیا
و من كتاب له عليهالسلام إلى معاوية فَإِنَّ اَلْبَغْيَ وَ اَلزُّورَ يُوتِغَانِ اَلْمَرْءَ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ وَ يُبْدِيَانِ خَلَلَهُ عِنْدَ مَنْ يَعِيبُهُ وَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّكَ غَيْرُ مُدْرِكٍ مَا قُضِيَ فَوَاتُهُ وَ قَدْ رَامَ أَقْوَامٌ أَمْراً بِغَيْرِ اَلْحَقِّ فَتَأَلَّوْا عَلَى اَللَّهِ فَأَكْذَبَهُمْ نهج البلاغه : حکمت ها
زیان برخی از ضد ارزشها
وَ قَالَ عليهالسلام مَنْ أَصْبَحَ عَلَى اَلدُّنْيَا حَزِيناً فَقَدْ أَصْبَحَ لِقَضَاءِ اَللَّهِ سَاخِطاً مولوی : رباعیات
رباعی ۱۸۲۷ - جان روز چو مار است به شب چون ماهی
جان روز چو مار است به شب چون ماهی