بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۶۱۴ - تا حنا ازکفت بهکام رسید
تا حنا ازکفت بهکام رسید مولوی : غزلیات
غزل ۴۲۵ - عاشقان را جست و جو از خویش نیست
عاشقان را جُست و جو از خویش نیست بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۳۱۳ - نه خط شناس امیدم نه درس محرم بیم
نه خط شناس امیدم نه درس محرم بیم عطار نیشابوری : بخش نوزدهم
الحکایه و التمثیل
من این نکته ز درویشی شنودم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۲۱۸ - بنای رنگ فطرت بر مزاج دون نمیباشا
بنای رنگ فطرت بر مزاج دون نمیباشا رشیدالدین میبدی : ۴۸- سورة الفتح - مدنیة
۲ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ بدان که قصه بیعة الرضوان اصحاب شجرة قصهاى عظیم است و کارى بزرگ که در هیچ وقت از اوقات عهد اسلام و در عصر رسالت مثل آن نرفت. و هى من معاقل السودد و الشرف فى الاسلام و آن را بیعة الرضوان از بهر آن خوانند که اللَّه تعالى خلعت رضاء خود نثار آن جمع کرد که در زیر آن درخت دست عهد بیعت گرفتند با رسول (ص)، و اندر آن ساعت فرمان آمد از حق جل جلاله تا درهاى آسمان بگشادند و فریشتگان از ذروه فلک بفرمان ملک نظاره کردند مر آن گروه را که با رسول خدا بعشق جان و صدق دل و عهد تن بیعت کردند و از اللَّه تعالى فرمان بود بر طریق مباهات که: اى مقربان افلاک و اى ساکنان ذروه سماک نظاره کنید بآن جمع یاران که از بهر اعزاز دین اسلام و اعلاء کلمه حق میکوشند مال بذل کرده و تن سبیل و دل فدا و در وقت قتال روى عزیز نشانه تیر کرده و سینه منور بنور اسلام سپر ساخته. نجمالدین رازی : رباعیات
شماره ۵۵ - عمری است که در راه تو پای است سرم
عمری است که در راه تو پای است سرم فریدون مشیری : بهار را باورکن
کوچ
بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد! بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۴۱۷ - تا تب عشق آتشم را داد سر در سوختن
تا تب عشق آتشم را داد سر در سوختن سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۵۴ - در شهر اگر زمانی آن خوش پسر برآید
در شهر اگر زمانی آن خوش پسر برآید بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۹۷۶ - برق حسنی در نظر دارم به خود پیچیدهام
برق حسنی در نظر دارم به خود پیچیدهام فریدون مشیری : تشنه طوفان
کاروان
عمر پا بر دل من می نهد و می گذرد... خسته شد چشم من از این همه پاییز و بهار بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۸۳ - زهی نظّاره را ازجلوهٔ حسن تو زیورها
زهی نظّاره را ازجلوهٔ حسن تو زیورها اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۴ - صیت جمال روی تو عالم فروگرفت
صیت جمال روی تو عالم فروگرفت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۱۸ - جذبه شوق تو هر کس را گریبان گیر شد
جذبه شوق تو هر کس را گریبان گیر شد بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۶۰۳ - ننگ دنیا برندارد همت معنی نگاه
ننگ دنیا برندارد همت معنی نگاه بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۴۱۱ - دی ترنگی از شکست ساغرم کل کرد و ریخت
دی ترنگی از شکست ساغرم کل کرد و ریخت بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۶۲۰ - از کشمکش کف تو می لالهگون کشید
از کشمکش کف تو می لالهگون کشید اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۸۱۷ - بهار سوختن بخشیده سامانی به داغ من
بهار سوختن بخشیده سامانی به داغ من سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۳۹۴ - به گلشن رفتم و بی رویت آغاز جنون کردم
به گلشن رفتم و بی رویت آغاز جنون کردم
غزل ۱۶۱۴ - تا حنا ازکفت بهکام رسید
تا حنا ازکفت بهکام رسید مولوی : غزلیات
غزل ۴۲۵ - عاشقان را جست و جو از خویش نیست
عاشقان را جُست و جو از خویش نیست بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۳۱۳ - نه خط شناس امیدم نه درس محرم بیم
نه خط شناس امیدم نه درس محرم بیم عطار نیشابوری : بخش نوزدهم
الحکایه و التمثیل
من این نکته ز درویشی شنودم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۲۱۸ - بنای رنگ فطرت بر مزاج دون نمیباشا
بنای رنگ فطرت بر مزاج دون نمیباشا رشیدالدین میبدی : ۴۸- سورة الفتح - مدنیة
۲ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ بدان که قصه بیعة الرضوان اصحاب شجرة قصهاى عظیم است و کارى بزرگ که در هیچ وقت از اوقات عهد اسلام و در عصر رسالت مثل آن نرفت. و هى من معاقل السودد و الشرف فى الاسلام و آن را بیعة الرضوان از بهر آن خوانند که اللَّه تعالى خلعت رضاء خود نثار آن جمع کرد که در زیر آن درخت دست عهد بیعت گرفتند با رسول (ص)، و اندر آن ساعت فرمان آمد از حق جل جلاله تا درهاى آسمان بگشادند و فریشتگان از ذروه فلک بفرمان ملک نظاره کردند مر آن گروه را که با رسول خدا بعشق جان و صدق دل و عهد تن بیعت کردند و از اللَّه تعالى فرمان بود بر طریق مباهات که: اى مقربان افلاک و اى ساکنان ذروه سماک نظاره کنید بآن جمع یاران که از بهر اعزاز دین اسلام و اعلاء کلمه حق میکوشند مال بذل کرده و تن سبیل و دل فدا و در وقت قتال روى عزیز نشانه تیر کرده و سینه منور بنور اسلام سپر ساخته. نجمالدین رازی : رباعیات
شماره ۵۵ - عمری است که در راه تو پای است سرم
عمری است که در راه تو پای است سرم فریدون مشیری : بهار را باورکن
کوچ
بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد! بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۴۱۷ - تا تب عشق آتشم را داد سر در سوختن
تا تب عشق آتشم را داد سر در سوختن سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۵۴ - در شهر اگر زمانی آن خوش پسر برآید
در شهر اگر زمانی آن خوش پسر برآید بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۹۷۶ - برق حسنی در نظر دارم به خود پیچیدهام
برق حسنی در نظر دارم به خود پیچیدهام فریدون مشیری : تشنه طوفان
کاروان
عمر پا بر دل من می نهد و می گذرد... خسته شد چشم من از این همه پاییز و بهار بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۸۳ - زهی نظّاره را ازجلوهٔ حسن تو زیورها
زهی نظّاره را ازجلوهٔ حسن تو زیورها اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۴ - صیت جمال روی تو عالم فروگرفت
صیت جمال روی تو عالم فروگرفت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۱۸ - جذبه شوق تو هر کس را گریبان گیر شد
جذبه شوق تو هر کس را گریبان گیر شد بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۶۰۳ - ننگ دنیا برندارد همت معنی نگاه
ننگ دنیا برندارد همت معنی نگاه بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۴۱۱ - دی ترنگی از شکست ساغرم کل کرد و ریخت
دی ترنگی از شکست ساغرم کل کرد و ریخت بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۶۲۰ - از کشمکش کف تو می لالهگون کشید
از کشمکش کف تو می لالهگون کشید اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۸۱۷ - بهار سوختن بخشیده سامانی به داغ من
بهار سوختن بخشیده سامانی به داغ من سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۳۹۴ - به گلشن رفتم و بی رویت آغاز جنون کردم
به گلشن رفتم و بی رویت آغاز جنون کردم