تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
میرداماد : رباعیات
شماره ۳۰ - اشراق همه جهان پر افسانه ماست
اشراق همه جهان پر افسانه ماست
از ساغر عشق عقل دیوانه ماست
دیوان خرد کتابت خامه ماست
نه طاق فلک رواق کاشانه ماست
میرداماد : رباعیات
شماره ۳۱ - این دیده که عامل خراج غم تست
این دیده که عامل خراج غم تست
خون از دل من ستد که باج غم تست
در خرمن هستی من از دیده فتاد
این برق بلا که هم مزاج غم تست
میرداماد : رباعیات
شماره ۳۲ - از خاک من الماس جفا خواهد رست
از خاک من الماس جفا خواهد رست
وین شعله ز قبرم چو گیا خواهد رست
گر ابر غمت قطره چین خواهد ریخت
چون مو ز تنم خاک بلا خواهد رست
میرداماد : رباعیات
شماره ۳۳ - ای دوست بیا که بی تو بودن عار است
ای دوست بیا که بی تو بودن عار است
جان بی تو ز من چو سایه دیوار است
صبح همه بی باده وصلت شام است
نور همه بی نور جمالت تار است
میرداماد : رباعیات
شماره ۳۴ - با آنکه همیشه یار در کینه ماست
با آنکه همیشه یار در کینه ماست
ز آن روی نتابیم که آئینه ماست
هرگز نرود خیال آن سرو سهی
زین شکل صنوبری که در سینه ماست
میرداماد : رباعیات
شماره ۳۵ - باد سحر از آه دم سرد من است
باد سحر از آه دم سرد من است
مصر غم عشق جان پر درد من است
در دشت مصیبت و بیابان بلا
چندان که نگاه می کنی گرد من است
میرداماد : رباعیات
شماره ۳۶ - بتخانه نمک زان لب چون نوش گرفت
بتخانه نمک زان لب چون نوش گرفت
بت کام از آن سرو قباپوش گرفت
خواهم که تمام عمر در برگیرم
آن بت که شبی ترا در آغوش گرفت
میرداماد : رباعیات
شماره ۳۷ - بوقلمونی و بایزیدی کفر است
بوقلمونی و بایزیدی کفر است
وین دلسیهی و مو سفیدی کفر است
دانم که نیم لایق رحمت لیکن
از درگه دوست ناامیدی کفر است
میرداماد : رباعیات
شماره ۳۸ - برسید کاینات بی حد صلوات
برسید کاینات بی حد صلوات
بر زوج بتول و نفس احمد صلوات
بر هر سه خلیفه . . . . . .
بر هر دو نبیره محمد صلوات
میرداماد : رباعیات
شماره ۳۹ - برهان محبت نفس سرد من است
برهان محبت نفس سرد من است
عنوان نیاز چهره زرد من است
میدان وفا دل جوانمرد من است
درمان دل سوختگان درد من است
میرداماد : رباعیات
شماره ۴۰ - بی تو دو جهان بر دل من زندان است
بی تو دو جهان بر دل من زندان است
بی تو مژه در دیده من پیکان است
بی تو بمثل اشک من و چشم پر آب
طوفان بلا و بحر هندستان است
میرداماد : رباعیات
شماره ۴۱ - تابان قدح از رخ دلارام من است
تابان قدح از رخ دلارام من است
یا باده آفتاب در جام من است
نیرنگ تو یا منم که از دولت عشق
عنقای وصال دوست در دام من است
میرداماد : رباعیات
شماره ۴۲ - جانم در سینه بر رخ غم بسته ست
جانم در سینه بر رخ غم بسته ست
در زاویه تن چو بلا بنشسته ست
گوئی که ز سنگ عشق پای دل من
چون پشت مراد از فلک بشکسته ست
میرداماد : رباعیات
شماره ۴۳ - جز غم که ندیم دل سودائی ماست
جز غم که ندیم دل سودائی ماست
کس نیست که او مونس تنهائی ماست
هر جرعه خون که ساقی دل ریزد
از جام جهان نمای بینائی ماست
میرداماد : رباعیات
شماره ۴۴ - جز صانع بی همال قیومی نیست
جز صانع بی همال قیومی نیست
مصموع بجز هالک معدومی نیست
در عالم حق که خود حقیقت همه اوست
عالم بمثل نقطه موهومی نیست
میرداماد : رباعیات
شماره ۴۵ - چندان فلک آن سنگ که آتش نگداخت
چندان فلک آن سنگ که آتش نگداخت
بر من بفلاخن حوادث انداخت
کاعضای وجودم همه در هم بشکست
مغزم به میان استخوانهابگداخت
میرداماد : رباعیات
شماره ۴۶ - چشم فلک از دیدن دردم خیره ست
چشم فلک از دیدن دردم خیره ست
روزم چو شب فراق یاران تیره ست
چون بیماران فتاده بختم از پای
کز زهر حوادثش بکام جیره ست
میرداماد : رباعیات
شماره ۴۷ - چرخی تو و نیکوئی یکی اختر تست
چرخی تو و نیکوئی یکی اختر تست
مهری تو و آفتاب نیلوفر تست
مه نعل سمند و دلبری میدان کن
کاین چرخ کهن شعبده بازیگر تست
میرداماد : رباعیات
شماره ۴۸ - چوگان غمم من و بلاگوی من است
چوگان غمم من و بلاگوی من است
خجلت زده آتش از تف روی من است
دهقان غم عشقم و خونابه چشم
چون آتش بگداخته در جوی من است
میرداماد : رباعیات
شماره ۴۹ - چوگان شده قامتم سرم گوی خوش است
چوگان شده قامتم سرم گوی خوش است
خوناب دل مرا جهان جوی خوش است
صد شعله مرا بر سر هر موی خوش است
میدان بلامرا ز هر سوی خوش است