تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۱۰ - ای درد تو خوشتر از حیات جاوید
ای درد تو خوشتر از حیات جاوید
در عهد غمت کساد بازار نوید
در نیمه ره گلشن وصلت مانده ست
از بسکه خلیده خار در پای امید
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۱۱ - از دست تو خون ز چشم احباب چکد
از دست تو خون ز چشم احباب چکد
وز هر مژه در غمت می ناب چکد
در کوی تو بسکه خون دل ریخته اند
گر خاک بیفشرند خوناب چکد
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۱۲ - از لعل لب تو باده تاب چکد
از لعل لب تو باده تاب چکد
وز دست غم تو خون احباب چکد
جز در رخ صبر سوز مهر تو که دید
آتش که بیفشرند ازو آب چکد
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۱۳ - بی عشق تو فضل ها و بالم باشد
بی عشق تو فضل ها و بالم باشد
با تو همه نقص ها کمالم باشد
یک پرتو اندیشه غم می خواهم
تا زینت خانه خیالم باشد
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۱۴ - با تیغ تو جنبش از جهان بر خیزد
با تیغ تو جنبش از جهان بر خیزد
گردون بنشیند و زمان برخیزد
جز تیغ نماندکس دراین ملک دو روی
وقت است که او هم زمیان برخیزد
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۱۵ - بیچاره دلم هزار جانبازی کرد
بیچاره دلم هزار جانبازی کرد
خون خورد و خموش ماند و دمسازی کرد
بسیار بکوشید و نهان کرد غمت
بوی جگر سوخته غمازی کرد
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۱۶ - با خون جگر خاک دل آمیخته باد
با خون جگر خاک دل آمیخته باد
جان من و خاک غم به هم بیخته باد
دل خون مرا بریخت کز تیغ غمت
بر خاک عدم خون دلم ریخته باد
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۱۷ - بوی تو ره قافله هوش زند
بوی تو ره قافله هوش زند
وز شوق تو خون در دل جان جوش زند
هوش از سر دل رقص کنان برخیزد
چون نام تو حلقه بر در گوش زند
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۱۸ - باتو شب تارم چو شهب می تابد
باتو شب تارم چو شهب می تابد
وز تار غمم پود طرب می تابد
چون بی تو شوم مردمک دیده من
از روز دلم رشته شب می تابد
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۱۹ - بی تو همه عیش ها و بالم باشد
بی تو همه عیش ها و بالم باشد
با تو همه دردها زلالم باشد
یک پرتو خورشید جمالت خواهم
تا زینت خانه خیالم باشد
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۲۰ - بی عشق سرشکم آتش تیز نبود
بی عشق سرشکم آتش تیز نبود
بی درد رگم نشتر خونریز نبود
کوس طرب از دولت غم کوفت دلم
ورنه دل من خسروپرویز نبود
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۲۱ - با من نفسی بی تو دلم یار نبود
با من نفسی بی تو دلم یار نبود
وز مستی غم رگیم هشیار نبود
زان شب که تو رفتی اینچنین شد روزم
ورنه شب و روز من چنین تار نبود
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۲۲ - بر چرخ ز آه من سها می سوزد
بر چرخ ز آه من سها می سوزد
بر لب ز تف دلم دعا می سوزد
در سینه چو جان گرفتم از ساده دلی
برقی که به اندیشه گیا می سوزد
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۲۳ - جام می اگر چه غارت هوش کند
جام می اگر چه غارت هوش کند
زان پس کند اما که کسی نوش کند
نام تو چه باده ئیست یارب که چنین
تاراج خردها زره گوش کند
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۲۴ - جز درد تو جان ما تمنا نکند
جز درد تو جان ما تمنا نکند
خود درد ترا کسی مداوا نکند
ما زار غمت به کس نگوئیم اگر
بوی جگر سوخته رسوانکند
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۲۵ - جان چیست که گویمت بقربان توباد
جان چیست که گویمت بقربان توباد
یاسر فدای پای یکران تو باد
گر سینه ما زخم ترا لایق هست
کردیم بهل که وقف پیکان توباد
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۲۶ - جان غاشیه غم تو بردوشش باد
جان غاشیه غم تو بردوشش باد
درد تو روان من در آغوشش باد
جز وصل تو آرزو گر اندیشه کند
رسم و ره اندیشه فراموشش باد
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۲۷ - جان بی تو چو هیزم اندر آتش سوزد
جان بی تو چو هیزم اندر آتش سوزد
صبر از تو چو عقل از می بیغش سوزد
وین بوالعجبی شنو که در کوره عشق
چون خس که در افتد اندر آتش سوزد
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۲۸ - جان در غمت از جهان جدائی دارد
جان در غمت از جهان جدائی دارد
سر در رهت آرزوی پائی دارد
دل وصل تو میخواست قضا گفت آری
این جغد کنون سر همائی دارد
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۲۹ - چشمم همه بی تو موج خوناب زند
چشمم همه بی تو موج خوناب زند
بختم همه بی تو نقش بر آب زند
باز آی که خون مرده اندر رگ دل
در بزم تو خنده بر می ناب زند