تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۹۰ - ای سینه به آتش غم عشق بساز
ای سینه به آتش غم عشق بساز
ای دل خود را جز به ره دوست مباز
ای دیده مریز اشک جز بر خاکش
ای دست بجز دامنش از عجز میاز
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۹۱ - ای دل به فراق یار بگداز و بسوز
ای دل به فراق یار بگداز و بسوز
جز خرقه درد و غم بر این خسته مدوز
بهتر ز دعای نیم شب هیچ مدان
خواهی که اگر شب غمش گردد روز
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۹۲ - در وصف تو خلق دو جهان از آغاز
در وصف تو خلق دو جهان از آغاز
گفتند ونگفتند یک از صدها راز
ای خالق چاره ساز و ای بنده نواز
جز درگه تو بر که نهم روی نیاز
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۹۳ - ای داغ غم تو بر جبین‌ها که مپرس
ای داغ غم تو بر جبین‌ها که مپرس
وی برده به یغما دل و دین‌ها که مپرس
رهن سر کوی تو وطن‌ها که مگوی
وقف دم تیغ تو انین‌ها که مپرس
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۹۴ - ای ریخته خون‌ها به زمین‌ها که مپرس
ای ریخته خون‌ها به زمین‌ها که مپرس
بر تیغ تو از من آفرین‌ها که مپرس
در راه دلم ترا کمین‌ها که مگوی
در کوی غمت مرا انین‌ها که مپرس
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۹۵ - خواهم شود این زمانه را در نفیس
خواهم شود این زمانه را در نفیس
عمر تو تمادی ابد را تأسیس
از کوکب طالع تو در جشن نجوم
بر فرق نهد تاج سعادت بر جیس
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۹۶ - سوز غم عشق تو به دل ما را بس
سوز غم عشق تو به دل ما را بس
دیدار تو ای ماه چگل مارا بس
گر پاره کنی هزار ره رشته مهر
بوئی ز تو ای مهر گسل ما را بس
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۹۷ - آن نامه که درد ماش چون در درگوش
آن نامه که درد ماش چون در درگوش
آمد بر تو که حال ما گوید دوش
چون دید ترا دگر ز مایاد نکرد
گوئی ز پی خدمت تو رفت ز هوش
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۹۸ - ای از تو سرای دل پر افغان و خروش
ای از تو سرای دل پر افغان و خروش
از آتش تو دیگ وجودم پر جوش
هر کس که برد نام تو همچون مطلوب
جانم ز بدن برون برد از ره گوش
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۹۹ - چون گرد بلا خاست ز میدان وداع
چون گرد بلا خاست ز میدان وداع
در دیده من شد مژه پیکان وداع
موجش همه شعله بود وسیلش همه خون
طوفان سرشک من ز باران وداع
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۰۰ - ای در ولایت ترا کعبه صدف
ای در ولایت ترا کعبه صدف
معراج تو دوش فخر عالم ز شرف
از مولدتو قبله عالم کعبه است
وز مرقد تست قبله کعبه نجف
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۰۱ - خورشید همی هراسد از روزن عشق
خورشید همی هراسد از روزن عشق
چاک جگری ندوزد این سوزن عشق
این خانه ز آتش بلا سوخته ام
کم خانه ز آتش است در برزن عشق
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۰۲ - دل گشته ز دوریت به مردن نزدیک
دل گشته ز دوریت به مردن نزدیک
بی نور تو خانه وجودم تاریک
تشنه شده ام به شعله آتش تو
همچون که شود به آب تابستان ریک
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۰۳ - این کاخ هزار در که باشد صد رنگ
این کاخ هزار در که باشد صد رنگ
نه ملک بقا باشد و نه جای درنگ
بیهوده میندوز زر و سیم وگهر
کز بهر نهادن چه تفاوت زر و سنگ
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۰۴ - تا چند رخ از آز و شره پر آژنگ
تا چند رخ از آز و شره پر آژنگ
تا کی به غرور و کبر استاد پلنگ
در دشت هوا سمند به بیهوده متاز
کاین وادی نیستی است ای دوست درنگ
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۰۵ - از حسن تو ای فارس میدان جمال
از حسن تو ای فارس میدان جمال
آشوب و بلا فتاده در دست خیال
خوش باش که آفاق وجود ما شد
در راه تو از خون جگر مالامال
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۰۶ - ای دست شکوه تو قوی از اقبال
ای دست شکوه تو قوی از اقبال
بر فرق فلک نهاده پای اجلال
در عهد تو دری چو من از بحر هنر
حیف است به زیر پای دوران پامال
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۰۷ - بگذار که در عشق بفرساید دل
بگذار که در عشق بفرساید دل
یک لحظه ز محنتش نیاساید دل
گر مهر تو ورزد چکند جان در تن
ور عشق نبازد به چه کار آید دل
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۰۸ - دی قاصد نامه ای که از منزل دل
دی قاصد نامه ای که از منزل دل
آمد برت ای دل رگه تو محفل دل
از باده خدمتت مگر بیخود شد
کز یاد شدش بیان حال دل دل
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۰۹ - یاد نمک صحبتت ای مهر گسل
یاد نمک صحبتت ای مهر گسل
تازه کندم جراحت کهنه دل
تومرهم جان دگران باش که ما
با زخم غم تو سر بر آریم ز گل