تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۱۰ - یارب به حق محمد آن ختم رسل
یارب به حق محمد آن ختم رسل
آن سرور آفرینش آن سید کل
کز درگه فضل خود مرا ردنکنی
ای درگه تو درگه غایات سبل
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۱۱ - اعیان جهان نیست پسند عاقل
اعیان جهان نیست پسند عاقل
جز مردم نادان ندهد بر او دل
چندانکه ره لهو و لعب آسان است
دل کندن جاهل است از آن مشکل
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۱۲ - گردید الف قامت ما آخر دال
گردید الف قامت ما آخر دال
بر دوش نبردیم مگر وزر و وبال
بگذشته ما بود سراسر غفلت
تا چون شود آینده که خوابیم الحال
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۱۳ - آیند ملائک سحر از عرش عظیم
آیند ملائک سحر از عرش عظیم
از بهر طواف شه فردوس حریم
عمدا پر خود بردم مقراض زنند
شاید که به روضه تو گردند مقیم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۱۴ - آئینه به کف حسن پرستی دیدم
آئینه به کف حسن پرستی دیدم
چون روی ستاره پشت دستی دیدم
چشم سیهش ز باده گلگون شده بود
آهوی حنا بسته مستی دیدم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۱۵ - از شوق تو شاها به جهان آمده ام
از شوق تو شاها به جهان آمده ام
و ز خاک درت بر آسمان آمده ام
صد کوه ز اخلاص تو بر دل چه عجب
بر خاک درت اگر گران آمده ام
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۱۶ - از صحبت خلق دیده بر دوخته ام
از صحبت خلق دیده بر دوخته ام
وز لاله طریق صحبت آموخته ام
عیبم مکن ار به ظاهر افروخته ام
در باطن من نگر که چون سوخته ام
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۱۷ - از عشق تو در سر هوسی داشته ام
از عشق تو در سر هوسی داشته ام
از شعله آتش قفسی داشته ام
دردا که ترا وفا بسی داشته ام
پنداشته بودم که کسی داشته ام
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۱۸ - از نور رخ تو چون بیارایم چشم
از نور رخ تو چون بیارایم چشم
از صیقل دیدار تو بزدایم چشم
از بیم فراق دیده بر هم نزنم
ترسم که نبینمت چو بگشایم چشم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۱۹ - افتاده به روزگار کارم چکنم
افتاده به روزگار کارم چکنم
وز زندگی خویش بعام چکنم
با آنکه تمام عین استعدادم
در چشم زمانه خوار و زارم چکنم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۲۰ - امشب به غم تو با قضا کوشیدم
امشب به غم تو با قضا کوشیدم
چون در ته خم می کهن جوشیدم
دریا دریا می بلا نوشیدم
تا شعله آتش به گیا پوشیدم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۲۱ - اشراق یکی راه فلک ساز کنم
اشراق یکی راه فلک ساز کنم
تا اوج هوای قدس پرواز کنم
در هجرت اصفهان زانبازی عقل
یونان کده ها ز خاک شیراز کنم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۲۲ - ای آنکه بجز رهت رهی نسپارم
ای آنکه بجز رهت رهی نسپارم
بر دفتر فضل خود نویس ادرارم
جز وجه کریمت همه هالک خوانم
زین یک رمه هالک چه توقع دارم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۲۳ - ای وقف غمت سراچه تنگ دلم
ای وقف غمت سراچه تنگ دلم
وین داغ ز سودای تو در چنگ دلم
خمخانه تهی مدار ازننگ دلم
رنگ می تو کجا و نیرنگ دلم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۲۴ - ای بیهشی عشق تو فرهنگ دلم
ای بیهشی عشق تو فرهنگ دلم
وی تیره ز تو خوابه تنگ دلم
عمر دل من گذشت و آخر نفتاد
جز باد ز سودای تو در چنگ دلم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۲۵ - این چرخ کدوئیست کهن باده منم
این چرخ کدوئیست کهن باده منم
می در ته این سبو که افتاده منم
گر خود نظر از دیده تحقیق کنی
کاهی ست همه جهان و بیجاده منم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۲۶ - ای جان من از عشق تو پیمانه غم
ای جان من از عشق تو پیمانه غم
دل جغد بلا و سینه و یرانه غم
تو اختر شادئیی چگویم بر تو
حال دل تیره یعنی افسانه غم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۲۷ - ای عشق تو کرده غارت ایمانم
ای عشق تو کرده غارت ایمانم
آمیخته درد محنتت با جانم
بر من غم تو حرام ای دوست اگر
با درد تو باشد هوس درمانم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۲۸ - ای در ته دریای گناهان شده گم
ای در ته دریای گناهان شده گم
تیره شده بر طالع شومت انجم
چندانکه بکردند زراعت مردم
هرگز دیدی که جو بیارد گندم؟
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۲۹ - با آتش دل به عشق همخوابه شدم
با آتش دل به عشق همخوابه شدم
وندر ره غم روان چو خونابه شدم
هر شب شود اندرونم از آتش پر
گوئی که مگر گلخن گرمابه شدم