تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۸۹ - گر حق طلبی بحق خود شو قانع
گر حق طلبی بحق خود شو قانع
حق همه کس ز حق رسد بی‌مانع
از حق خود ار زیاد خواهی ندهند
پیمانه بود دست و عطای صانع
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۹۰ - باشد گرت از وجود درویش سراغ
باشد گرت از وجود درویش سراغ
آن نیست که نیستش ز کونین فراغ
در شهر فناست مجمع اهل فنا
زان جمع بو صفیعلی چشم و چراغ
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۹۱ - یکرنگ بخم کن فکان زد صباغ
یکرنگ بخم کن فکان زد صباغ
بر پرده خلق را بخود داد سراغ
بیرنگی خویش یعنی از این همه رنگ
بنمود چو آب از رخ لال بباغ
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۹۲ - صوفی نشود کسی بپوشیدن صوف
صوفی نشود کسی بپوشیدن صوف
بایست دلی مجرد از نقش و حروف
ترک دو جهان نکرده صوفی نشوی
بل تا هستی بوصف هستی موصوف
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۹۳ - ای خسرو ملک و دین شهنشاه نجف
ای خسرو ملک و دین شهنشاه نجف
ای رشته آفرینشت جمله بکف
جز مهر تو در جهان بسی گشت و نیافت
چیزی که صفی باو کند کسب شرف
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۹۴ - دیدیم در این جهان بچشم تحقیق
دیدیم در این جهان بچشم تحقیق
مهر اسداللهست و آلش توفیق
بی فلک ولایتش ز طوفان هلاک
نرهی و شوی چنانکه گشتند غریق
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۹۵ - تا بر نکنی با صطفای دل و دلق
تا بر نکنی با صطفای دل و دلق
قلاب علاقه و امید از خود و خلق
در حلقه ما مکش بخامی گردن
کز فقر خوریم طعمه بی‌منت خلق
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۹۶ - گر سردی و نیست پای اکرامت لنگ
گر سردی و نیست پای اکرامت لنگ
بر جام کسی مزن بنا کامی سنگ
مردی کرم است و مردمی ستاری
در مردی و مردمی مکن هیچ درنگ
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۹۷ - ای هستیت از تمیز خلقان همه پاک
ای هستیت از تمیز خلقان همه پاک
ذات تو منزه از عقول و ادراک
ما را تو ز خاک آفریدی و بتو
دانائی ماست چون توانائی خاک
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۹۸ - ای آنکه منزهی تو از شبه و شریک
ای آنکه منزهی تو از شبه و شریک
مملوک تو باشد آنچه هست از بد و نیک
نزدیکتری تو چونکه از من بر من
هم راه مرا ز خودبخود کن نزدیک
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۹۹ - ای آنکه توئی بذات خود عین کمال
ای آنکه توئی بذات خود عین کمال
بر خلق رسد زخوان جود تو نوال
پوشی‌ تو معایبم چه حاجت یکسان
دانی تو حوائجم چه حاجت بسوال
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۰۰ - گر طالب ره شدی ز مردان سبل
گر طالب ره شدی ز مردان سبل
جو راهروی گذشته از جزو ز کل
کن مغز خرد معطر از طیب رسل
در بزم صفی که او گلابیست ز گل
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۰۱ - ای آنکه بذات تست ذات تو دلیل
ای آنکه بذات تست ذات تو دلیل
بر معرفتت عقول وافهام علیل
عرفان تو دل ز نور برهان تو یافت
عارف بتو ورنه کی شود عقل کلیل
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۰۲ - یارب بتو عرض ناتوانی چکنم
یارب بتو عرض ناتوانی چکنم
اظهار حوائج نهانی چکنم
از حاجت مور و مار آگاه توئی
من عرض حوائج نهانی چکنم
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۰۳ - یارب ز گناه خویش شرمنده منم
یارب ز گناه خویش شرمنده منم
بر هر چه عقوبت است زیبنده منم
غفار توئی غنی توئی شاه توئی
بدکار منم گدا منم بنده منم
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۰۴ - ای شیر خدا ولی حق مالک دین
ای شیر خدا ولی حق مالک دین
نور دل عارفان مه ملک یقین
گامی که زدیم بر تو لای تو بود
در مسلک ماست حاصل فقر همین
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۰۵ - یارب تو ببخشای بناداری من
یارب تو ببخشای بناداری من
بر بیکسی و فقیری و خواری من
هر کس بخدا امیدش از طاعت اوست
امید منست از گنهکاری من
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۰۶ - ای شیر خدا ولی حق مالک دین
ای شیر خدا ولی حق مالک دین
ای لنگر آسمان و مسمار زمین
دست من مبتلای درمانده بگیر
حال من بینوای بیچاره ببین
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۰۷ - یارب تو مرا بیار من مقرون کن
یارب تو مرا بیار من مقرون کن
حال و دل او بمهر من مفتون کن
از خاطر او غیر مرا بیرون کن
وندر دل او مهر مرا افزون کن
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۰۸ - ای آنکه تو خالقی و ما بنده تو
ای آنکه تو خالقی و ما بنده تو
بر بنده عطا بود برازنده تو
از خاک بجز گناه زیبنده نبود
با خاک کن آنچه هست زیبنده تو